تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
طرح و تكرار آن خوددارى مىكنيم و تنها به بيان سه نكته كه در لابلاى اين تكرارها نهفته است بسنده مىكنيم . نكته اوّل : قبلا مستشكلى به فاضل نراقى اشكال كرد كه حكم يقين متصل به شك يعنى امر وجودى را استصحاب كنيد و نوبت به تعارض نمىرسد و فاضل جواب دادند كه هر دو يقين متصل به شك هستند . . . مرحوم شيخ در اينجا جانب مستشكل را گرفته مىفرمايند : ما هم قبول داريم كه هر دو يقين متصل به شك است امّا تحقّق آنها در خارج به ترتيب و در طول همند نه در عرض هم فى المثل الآن يقين داريم كه از ازل تا به حال وجوب نبوده و الآن يقين داريم كه از حالا تا ظهر وجوب هست و الآن شك داريم كه آيا از ظهر به آن طرف هم وجوب باقى است يا خير ؟ بالوجدان اين‌ها در طول هم واقع شده‌اند . آنگاه هر يقينى كه متصل به شك باشد رجحان و اولويت دارد كه حكم او استمرار يابد و هر دو يقين مساوى نيستند [ البته همهء اين حرفها برفرض ظرفيت زمان است ] نكتهء دوّم : فاضل نراقى كه دو استصحاب جارى كرده براى آنست كه از طرفى نظر به اصل وجوب جلوس يا صوم و . . . كرده ديده اين‌ها از امورى هستند كه وقتى موجود شدند قابل بقاء و استمرار هستند و مىتوان خود وجوب را استصحاب كرد ولى از طرفى نظر به زمان خاص كرده ديده اين وجوب مخصوص و مقيد به اين زمان است و اين زمان كه رفت وجوب هم مىرود لذا گفته استصحاب عدم ازلى را جارى مىكنيم غافل از اينكه بايد ديد زمان ظرفيت دارد يا قيديّت . . . ؟ نكتهء سوّم : عدم مطلق با وجود مطلق همانند سالبه كليه با موجبه كليه تناقض دارند يعنى نتوان گفت فلان شىء داراى عدم مطلق و قابل استمرار و نيز داراى وجود مطلق و مستمر است و نيز عدم مطلق با وجود مقيد همانند