زيد و الآن شك داريم در بقاء و ارتفاع عدالت آيا مىتوان گفت .
در اينجا هم دو استصحاب قابل جريان است يكى استصحاب عدم ازلى عدالت و ديگرى استصحاب وجودى و تعارضا و تساقطا يا خير ؟
فاضل نراقى فرموده : خير در امور خارجيه دو استصحاب قابل جريان نيست تا نوبت به معارضه برسد بلكه اين تنها استصحاب وجودى است كه جارى مىشود و نوبت به استصحاب عدم ازلى نمىرسد .
سر مطلب طبق بيان مرحوم آشتيانى در بحر اينست كه امور شرعيه با امور خارجيه فرق دارند و آن اينكه : امور شرعيه يك سلسله امور اعتباريهاى هستند كه تابع اعتبار معتبر يعنى شارع مقدس مىباشند و لذا در اينگونه موارد انقلاب عدم ازلى از عدم به وجود و تحقّق تابع اعتبار شرع است و قدر متيقن آنست كه در يك مقطع معين يعنى تا ظهر جمعه مثلا اين عدم ازلى وجوب يا حرمت تبديل به وجود شد و امّا بيش از آنكه بعد از ظهر هم مثلا چنين باشد مشكوك است و لذا كسى را رسد كه بگويد ما به همان قدر متيقن قناعت مىكنيم و در ما زاد مشكوك اصل عدم جارى مىكنيم .
ولى در امور خارجيه انقلاب عدم به وجود يك انقلاب حقيقى است نه اعتبارى آن هم عدم زيد منقلب نشده به وجود مقيد يعنى وجود تا اين زمان .
[ و به عبارت ديگر خداوند زيد دهساله را كه نيافريده بلكه زيد را آفريده ] بلكه انقلاب به وجود مطلق يعنى وجود قابل استمرار تا دهها سال پيدا كرده و لذا آن عدم مطلق كه از ازل بود با اين وجود مطلق و قابل امتداد منتقض شد و ديگر وجهى براى استصحاب آن نيست فلذا معيّنا استصحاب وجودى جارى مىشود يعنى هركجا در بقاء عدالت زيد يا بقاء حيات عمر و . . . شك كنيم استصحاب بقاء جارى مىشود هذا هو سر الفرق بين الامور الشرعية و الخارجية خذ فافهم و اغتنم و اجعله فى بالك لعلّه ينفعك .
نتيجه نهائى : در فرمايشات مرحوم نراقى آن مقدار كه مستقيما به بحث ما
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 226
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٢٦