2 - يقين به امر وجودى كه وجوب جلوس باشد از صبح جمعه تا ظهر جمعه .
3 - شك در بقاء اين وجوب و ارتفاع آن نسبت به ما بعد زوال در چنين موردى فرموده دو استصحاب قابل جريان است : يكى استصحاب عدم ازلى كه از ازل جلوس واجب نبوده در يك مقطعى از صبح تا ظهر واجب شد مجدّدا شك مىكنيم كه عدم باقى است يا نه ؟ استصحاب عدم جارى مىشود و يكى استصحاب بقاء وجوب جلوس كه از صبح تا ظهر بوده و الآن شك در بقاء داريم و اركان استصحاب تام است سپس تعارض و تساقط مىكنند و نوبت به اصالة البراءة مىرسد نسبت به ما بعد زوال .
ان قلت : ما حكم يقين متصل به شك را كه همين يقين به امر وجودى باشد استصحاب مىكنيم و اين رجحان دارد و نوبت به حكم يقين به امر عدمى كه از شك منقطع شده نمىرسد تا تعارض و تساقط پيش آيد .
قلت : هر دو يقين متصل به شك هستند زيرا كه همان روز پنجشنبه مثلا كه وقت صدور امر به جلوس در روز جمعه تا ظهر باشد همان وقت يقين به عدم وجوب جلوس از ازل دارد و همان وقت يقين به وجوب جلوس در جمعه تا ظهر دارد و همان وقت هم شك دارد در بقاء جلوس يا ارتفاع آن نسبت به ما بعد از زوال پس شك به هر دو يقين متصل است آرى متيقن اوّل از مشكوك فاصله دارد و متيقن دوّم به مشكوك متصل است ولى خود وصف يقين اول و دوّم هر دو متصل به شكّند آنگاه اجراء حكم هركدام از دو يقين نسبت به حال شك ممكن است و هيچكدام هم رجحان ندارند لذا هر دو جارى مىشوند و قوانين متعارضين متكافئين پياده مىشود كه تعارض و تساقط باشد و رجوع به اصل ثالث كه اصل برائت باشد .
ب : شرع مقدس ما را امر كرده به صوم يوم الخميس مثلا تا ظهر روزه گرفتيم سپس تب شديدى عارض شد كه شك داريم آيا وجوب صوم باقى است يا خير ؟
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 223
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٢٣