مىشود چون حيضيت سبب واحد دارد و آن اقتضاى طبيعت زن است كه هر ماه تا مدت معينى [ 50 سال در غير قرشيه و 60 سال در قرشيه ] پس شك در بقاء است و مجراى استصحاب اگرچه در اين مثال خيلى مشكل است اعتبار وحدت .
بههرحال معيار كلى روشن است كه : ملاحظة كون الشك فى استمرار الامر الواحد . . . و سرچشمه اختلاف در اينگونه موارد كه آيا استصحاب جارى مىشود يا خير در همين نكته است كه آيا اين حوادث متعدد را به يك امر واحد مىتوانيم ارجاع بدهيم يا خير نظر خود ما اينست كه در بعض موارد وحدت عرفيه محرز است نظير همان قرائت براى انگيزهء معين .
در اينجا عند الشك در بقاء استصحاب جارى مىشود و بعضى جاها تعدد محرز است نظير قرائتهاى متعدد در مجالس متعدد به دواعى مختلفه و بعضى جاها امر بر انسان مشتبه مىشود نظير مثال سوم از مثالهاى سبب واحد كه منشأ شك در حيضيت شك در يائسه شدن است . . .
آنگاه در موارد شبهه جاى استصحاب بقاء نيست فيرجع الى الاصول العدمية الآخر چه سببى و مسببى باشند يا نه و الله الهادى الى سواء السبيل .
قوله : و امّا القسم الثالث :
و امّا مقام ثالث يا استصحاب مقيدات به زمان :
منظور از مقيدات به زمان عبارتست از امورى كه ذاتا از امور قارّه و مستقره هستند ولى مقيد شدهاند به يك امر غير قارّى از قبيل زمان و زمانيّات .
[ البته مرحوم شيخ در خصوص مقيد به زمان بحث كرده ولى مقيد به زمانيات هم همين حساب را دارد ] فرض بفرمائيد مولى فرموده : صم يوم الخميس كه وجوب صوم را به روز پنجشنبه [ زمان معين ] مقيد نموده حال روز جمعه فرا رسيده و شك مىكنيم كه آيا وجوب باقى است يا خير ؟ آيا مىتوانيم بقاء وجوب صوم را استصحاب كنيم يا خير ؟
در اينجا مسئله داراى صورى است كه از باب مقدمه همهء آنها را
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 218
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢١٨