تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
و بعضى جاها ميزان ، وحدت و تعدد سبب و منشأ است پس كليهء حوادثى كه از يك سبب ناشى مىشوند عرفا بينشان وحدت اعتبار مىكنند و عند الشك استصحاب جارى مىشود چون شك در بقاء است و امّا حوادثى كه اسباب مختلفه دارند حال اين حادثه سببش حادث شد پس مسبب هم موجود شد امّا سبب فلان حادثهء مماثل با او مشكوك الحدوث است و نمىتوانيم استصحاب بقاء جارى كنيم چون لكل مسبب حكمه و ربطى به ديگرى ندارد و اينك چند مثال براى وحدت سبب : الف : خانمى كه پنج روز رؤيت دم كرده و قطع دارد به حيضيت سپس روز ششم و هفتم و تا دهم هم رؤيت دم نمود سپس قطع شد حال شك دارد كه روز ششم تا دهم هم حيض است يا خير استصحاب بقاء حيضيت جارى مىشود زيرا كه اين خون ديدنها اگرچه متعددند و هرروزى حادثه‌اى جدا است ولى تمامى اين‌ها از يك سبب نشأت مىگيرند و آن اقتضاى طبيعت زن است كه ماهيانه حد اكثر تا ده روز خون حيض مشاهده بكند و چون همهء اين‌ها سبب واحد دارند عرفا واحد محسوب مىشوند و شك ما در بقاء است و مجراى استصحاب است . ب : خانمى كه تا پنج روز قاطعانه حائض بود ولى روز ششم و هفتم خون منقطع شد و مجددا روزهاى هشتم و نهم و دهم خون ديد آيا در اينجا استصحاب حيضيت جارى است يا نه ؟ باز هم ممكن است استصحاب كنيم چون شك ما مسبب است از شك در اقتضاى طبيعت زن كه تا پنج روز است يا تا ده روز و حيث اينكه اگر تا ده روز هم باشد از سبب واحد نشأت مىگيرد لذا عرفا امر واحد محسوب مىشود و جاى استصحاب است البته نزد كسانى كه استصحاب را در شك در مقتضى جارى مىدانند نه نزد امثال مرحوم شيخ . ج : خانمى كه خون ديده و شك دارد كه حيض است يا نه ؟ چون شك دارد كه يائسه شده يا نه ؟ بعضى گفته‌اند باز هم استصحاب حيضيت جارى