تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
و امّا مقام ثانى : استصحاب زمانيّات : زمانيات يعنى امور تدريجيه‌اى كه در بستر زمان تدريجا و شيئا فشيئا موجود مىشوند و تا جزء سابق منعدم نشود نوبت به جزء لاحق نمىرسد و هيچ‌گاه تمامى اجزاء آنها در آن واحد مجتمع نمىشوند . نظير تكلّم - كتابت - مشى - جريان آب از چشمه ، سيلان خون از رحم و . . . كه تدريجا موجود مىشوند حال در اين‌گونه از موارد اگر تا زمان معينى يقين داشتيم به تكلم و كتابت و . . . پس از آن شك كرديم آيا حق داريم بقاء تكلم يا كتابت و . . . را استصحاب كنيم يا خير ؟ در جواب بايد گفت : در اين مقام نيز دو بحث است : 1 - برحسب دقت عقليّه استصحاب جارى نمىشود نه استصحاب خود اين فرد مشكوك چون حالت سابقه ندارد تا بگوئيم : هذا التكلم كان كذا و الآن هم موجود است و نه كلى تكلم را مىتوانيم استصحاب كنيم چون تكلم در ضمن فرد قبلى كه قطعا موجود بود الآن قطعا مرتفع شده و تكلم در ضمن فرد متأخر هم كه از اول مشكوك الحدوث و لذا اركان استصحاب ناتمام است و جارى نيست . 2 - برحسب ديد عرف مع المسامحه قابل جريان هست منتها با يكى از دو توجيه ذيل : الف - بيائيم در مستصحب تصرف كنيم به اينكه بگوئيم : اگرچه برحسب دقت عقلى تكلم كلى است و صدها و هزاران فرد در خارج دارد ولى عرف ميان اين كلمات يك نوع وحدت اعتبار مىكنند و كلّ يك سخنرانى و كنفرانس را مثلا يك واحد و يك تكلم محسوب مىكنند كه دانه‌دانهء كلمات اجزاء اين پيكره هستند [ همانند زيد و اجزاء او ] و در عرف مىگويند : يك سخنرانى ، يك منبر و . . . و از طرفى هم وجود كلى شىء و بقائه و ارتفاعه بحسبه يعنى عرفا در اين‌گونه موارد وجود تكلم و كتابت و . . .
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 212 | على محمدى خراسانى