تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
موردى هم اگر در روز شنبه شك كنيم كه باز هم اكرام علماء واجب است يا خير حق نداريم آن وجوب روز جمعه را استصحاب كنيم چون آن وجوب قبلى مقيد بقيد يوم الجمعة بود و لا ريب در اينكه اذا انتفى القيد انتفى المقيد پس آن وجوب با رفتن قيدش قطعا رفته و اين وجوب يوم السبت اگر هم مسلم شود وجوب جديدى است غير از آن وجوب قديم ولى مماثل آن و مصداقى از كلى وجوب است آنگاه شك در اين وجوب ، از قبيل شك در حدوث مثل است نه در بقاء ما كان و باز مجراى استصحاب نيست . پس به نظر ابتدائى بايد گفت در هيچ‌كدام از اين سه قسم استصحاب جارى نيست ولى هنگامى كه به كلمات قوم مراجعه مىكنيم مىبينيم كه استصحاب را حتى در خود زمان هم جارى كرده‌اند مثل استصحاب ليل - نهار - بقاء فلان ماه و . . . تا چه رسد به استصحاب زمانيات و مقيدات به زمان كه در آنها بطريق اولى بايد جارى شود و بلكه بقول محدث استرابادى : استصحاب الليل و النهار من - الضروريات ، و لذا بر ما است كه اين بحث را در سه مقام دنبال كنيم : مقام اوّل : استصحاب نفس زمان مقام ثانى : استصحاب زمانيات مقام ثالث : استصحاب امور قارّهء مقيده به زمان امّا مقام اوّل : در رابطه با استصحاب نفس زمان در دو مرحله بحث مىكنيم : مرحلهء اوّل يا دقت عقليّه : با دقت عقليّه استصحاب در نفس زمان جارى نمىشود فى المثل در همان مثال سابق كه آيا اين جزء مشكوك از شب است يا خير نه مىتوانيم استصحاب را در خود اين جزء مشكوك جارى كنيم و نه در كلّى ليل امّا در خود اين جزء مشكوك قبلا ذكر شد كه خود اين آن مشكوك حالت سابقه‌اى ندارد تا بگوئيم : هذا الآن كان موجودا سابقا و متصفا بالليل