و لا ريب در اينكه اين آنات يك سلسله امور تدريجى و غير قارّه هستند كه پشت سر هم مرتب موجود مىشوند و به منصهء ظهور مىرسند و بلافاصله معدوم مىشوند آنگاه اگر در آنى از آنات شك كنيم كه آيا از آنات مظلمه است يا خير ؟ آيا از شب است يا خير ؟ نمىتوانيم در خود اين آن مشكوك استصحاب جارى كنيم يعنى بگوئيم : هذا الآن كان سابقا من الليل و الآن شك داريم پس استصحاب مىكنيم بودن آن را از ليل ، خير جاى استصحاب نيست چون اين آن مشكوك همينالان موجود شده و حالت سابقه ندارد و قبلا اصلا موجود نبود تا چه رسد به اينكه بحث كنيم كه آيا متصف به ليليت بوده يا خير در نتيجه در چنين موردى شك در بقاء ما كان نيست بلكه در حدوث و تجدد مثل است و مجراى استصحاب نيست .
2 - استصحاب در زمانيات هم جارى نيست زمانيات عبارتند از امورى كه ماهيّتا از مقوله زمان نيستند ولى در بستر زمان موجود مىشوند و مشخصه آنها زمان است يعنى امورى هستند كه به مرور زمان تدريجا و گامبهگام به عالم وجود قدم مىگذارند و معدوم مىشوند و فرد ديگر جاى آنها را مىگيرد از قبيل تكلم كه هر كلمهاى از متكلم در آنى صادر مىشود و آن آن قبلى كه رفت آن كلمه هم معدوم شد و به زبالهدان تاريخ سپرده شد و كلمهء بعدى در آن بعدى موجود مىشود آنگاه اگر تا اين لحظه يقين داشتيم به تكلم و از اين لحظه شك مىكنيم باز جاى استصحاب نيست چون اين تكلم مشكوك از مقولهء شك در حدوث مثل است نه از قبيل شك در بقاء ما كان و هكذا نسبت به مشى - كتابت - سيلان دم و . . .
3 - استصحاب در امور قارّهايكه بهحسب ماهيت داراى ثبات و قرار هستند ولى به قيد زمان مقيد شدهاند نيز جارى نمىشود .
فى المثل وجوب اكرام علماء يك حقيقت مستقر و ثابتى است ولى مولى فرموده : اكرم العلماء يوم الجمعة كه وجوب را به يوم الجمعة مقيد ساخته در چنين
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 202
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٠٢