ج : قوله تعالى : فكلوا مما ذكر اسم الله عليه ، اين آيه به منطوقش مىگويد : از هرآنچه كه نام خدا برآن برده شد تناول بفرمائيد و حلالتان باد آنگاه مفهوم وصف آيه [ اگر وصف داراى مفهوم باشد ] اينست كه پس از چيزى كه نام خدا برآن برده نشده يعنى تذكيه نشده حق نداريد استفاده كنيد و بر شما حرام است باز هم ملاحظه مىكنيد كه حرمت بر عدم المذكى مترتب شده .
د : موثّقه ابن بكير : قال سئل زرارة ابا عبد الله ( ع ) عن الصلاة فى الثعالب و الفنك و السنجاب و غيره من الوبر فاخرج كتابا زعم انها املاء رسول الله ( ص ) :
ان الصلاة فى و بر كل شىء حرام اكله فالصلاة فى وبره و شعره و جلده و بوله و روثه و كل شىء منه فاسد لا تقبل تلك الصلاة حتى يصلى فى غيره ممّا احل الله اكله و ان كان مما يؤكل لحمه فالصلاة فى وبره و بوله و شعره و روثه و كل شىء منه جايزة اذا علمت انه ذكى قد ذكاه الذابح .
محل استشهاد همين جمله اخير است كه به مدلول مطابقى دلالت دارد بر اينكه اگر مذكى باشد پس نماز خواندن در آن جايز است و به مفهوم شرط دلالت دارد كه اگر مذكى نباشد پس نماز در آن جايز نيست ملاحظه مىفرمائيد كه اثر شرعى جواز و عدم جواز بر مذكى و عدم آن بار شده .
ه : پارهاى از روايات حكم نموده به اينكه اگر سگهاى شكارى حيوانى را صيد كردند و وقتى شكارچى رسيد كه صيد مرده بود ولى شك دارد كه آيا موت به اجل طبيعى بوده و موت حتف انف بوده تا حرام باشد ؟ يا به واسطه گرفتن اين كلب مرده است تا حلال باشد ؟ در چنين موردى اخبار حكم به حرمت نموده و ذيلا علّت آورده به اينكه : چون شك داريد كه آيا موت مستند به كلب معلّم است يا خير در نتيجه شك داريم كه آيا تذكيه شده يا نه از اينجا معلوم مىشود كه معيار مذكى بودن و نبودن است و به مجرّد انتفاء تذكيه حليت هم منتفى مىشود .
و : ادلّهاى كه شرط كرده كه حليّت صيد تنها در وقتى است كه قتل
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 187
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٨٧