تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
دليل اوّل و اشكالات آن بحث مىكنيم در اين رابطه مراحل ذيل را طى خواهيم كرد : 1 - بيان اصل استدلال . 2 - اشكالات فاضل تونى به اين استدلال و رأى خود او . 3 - جوابيه مرحوم شيخ از اين اشكالات و دفاع از رأى مشهور . 4 - اشكال خود مرحوم شيخ به استدلال مشهور . 5 - سخنان سيد صدر در اعتراض به مشهور و عقيدهء خود وى . 6 - و بالاخره نظريهء نهائى مرحوم شيخ در مسئله . 7 - و در پايان اشاره‌اى به دليل دوّم مشهور . امّا اولى : مشهور گفته‌اند : اين گوشت يا پوست قطعا يك زمانى مذكى [ ذبح شرعى ] نبود و آن زمان حيات گوسفند است و الآن شك داريم كه آيا تذكيه شده يا خير ؟ استصحاب مىكنيم عدم تذكيه را [ كه از اعدام ازليه هم هست ] و نتيجه مىگيريم پس اكل اين لحم حرام است پس اين پوست نجس است و . . . و امّا دوّمى : فاضل تونى فرموده : اين استصحاب جارى نمىشود بدليل اينكه : عدم التذكية يك عنوان كلى است و در ضمن دو فرد در خارج متحقّق مىشود و به عبارت ديگر مسبب از دو سبب على سبيل منع الخلو است و به عبارت سوم لازم دو ملزوم است كه عبارتند از : 1 - حيات : اين حيوان مادامىكه زنده بود مذكى نبود . 2 - موت حتف الانف [ دماغش به خاك ماليده شود و به اجل خودش بميرد و خلاصه با شرائط شرعيه ذبح نشده باشد مساوى است كه كارد با گلويش آشنا بشود يا نه ] . حال اگر حرمت نجاست اثر شرعى مطلق عدم التذكية بود چه در ضمن اين فرد و چه آن فرد جاى استصحاب كلى بود ولى متأسفانه حرمت و نجاست اثر