دليل اوّل و اشكالات آن بحث مىكنيم در اين رابطه مراحل ذيل را طى خواهيم كرد :
1 - بيان اصل استدلال .
2 - اشكالات فاضل تونى به اين استدلال و رأى خود او .
3 - جوابيه مرحوم شيخ از اين اشكالات و دفاع از رأى مشهور .
4 - اشكال خود مرحوم شيخ به استدلال مشهور .
5 - سخنان سيد صدر در اعتراض به مشهور و عقيدهء خود وى .
6 - و بالاخره نظريهء نهائى مرحوم شيخ در مسئله .
7 - و در پايان اشارهاى به دليل دوّم مشهور .
امّا اولى : مشهور گفتهاند : اين گوشت يا پوست قطعا يك زمانى مذكى [ ذبح شرعى ] نبود و آن زمان حيات گوسفند است و الآن شك داريم كه آيا تذكيه شده يا خير ؟ استصحاب مىكنيم عدم تذكيه را [ كه از اعدام ازليه هم هست ] و نتيجه مىگيريم پس اكل اين لحم حرام است پس اين پوست نجس است و . . .
و امّا دوّمى : فاضل تونى فرموده : اين استصحاب جارى نمىشود بدليل اينكه : عدم التذكية يك عنوان كلى است و در ضمن دو فرد در خارج متحقّق مىشود و به عبارت ديگر مسبب از دو سبب على سبيل منع الخلو است و به عبارت سوم لازم دو ملزوم است كه عبارتند از :
1 - حيات : اين حيوان مادامىكه زنده بود مذكى نبود .
2 - موت حتف الانف [ دماغش به خاك ماليده شود و به اجل خودش بميرد و خلاصه با شرائط شرعيه ذبح نشده باشد مساوى است كه كارد با گلويش آشنا بشود يا نه ] .
حال اگر حرمت نجاست اثر شرعى مطلق عدم التذكية بود چه در ضمن اين فرد و چه آن فرد جاى استصحاب كلى بود ولى متأسفانه حرمت و نجاست اثر
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 184
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٨٤