1 - متكلمين عدليه نوعا مىگويند : اين رنگ يك چيز است كه همچنان ثابت و پايدار است .
2 - اشاعره مىگويند هر لحظه وجود جديدى است و خداوند هرآن رنگ قرمزى را در اين جسم خلق مىكند و قرمزى آن بعدى مماثل با قرمزى آن قبلى است نه عين آن حال بر مبناى اوّل كه در شك در بقاء عرض قرمزى حتما استصحاب جارى است .
مىخواهيم بگوئيم حتى بر مبناى اشاعره هم استصحاب عند الشك جارى است چون اينكه هر لحظه رنگ جديدى است مغاير با قديم با دقت عقليه چنين است ولى به ديد عرف اين رنگ همان رنگى است كه يك سال پيش مثلا هم اين جسم داشته الآن هم دارد و لذا عند الشك مىتوان استصحاب كرد .
قوله : ثم ان :
مرحوم فاضل تونى صاحب وافيه در فقه مطلبى دارند كه متناسب با اين بحث ما است و از جهاتى قابل قبول و مؤيد گفتار ما و از جهاتى هم قابل خدشه و بلكه مردود است و آن مطلب اينست كه : اگر قطعه گوشتى يا پوست گوسفندى در وسط بيابان يا در اثناء طريق افتاده باشد و هيچگونه امارهاى از امارات تذكيه و ذبح شرعى هم موجود نباشد آيا اين گوشت و پوست شرعا محكوم به نجاست و حرمت است ؟ يا طهارت و حليت ؟
در اين رابطه دو نظريه مطرح است :
1 - مشهور فقهاء شيعه فتوا دادهاند به نجاست و حرمت اين پوست و گوشت .
2 - مرحوم فاضل تونى و سيد صدر و جمعى فتوا دادهاند به حليت و طهارت آن .
دلائل مشهور : عمده دليل آنها استصحاب عدم تذكيه است كه اصل عملى است ولى مرحوم شيخ ره يك دليل اجتهادى بنام اصالة العموم هم على قول درست خواهند كرد كه بعدا بيان خواهد شد امّا فعلا راجع به
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 183
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٨٣