اينكه شايد همزمان با ورود زيد به دار و تحقق كلى انسان در ضمن او ، بكر هم وارد دار شد و كلى انسان در ضمن دو فرد موجود شد پس الآن هم كه زيد خارج شده باز كلى انسان در منزل به بركت وجود بكر موجود است و شايد همچنين نباشد پس كلى هم منتفى شده .
3 - منشأ شك ما احتمال تأخر بلا فصل است يعنى شك در بقاء كلى مسبب است از اينكه شايد همزمان با زوال فرد اول و بلافاصله پس از آن فرد ديگرى از كلى متحقّق شده و كلى در ضمن آن ادامه حيات داده و يا فرد ديگرى جايگزين نشده پس كلى هم منتفى شده خود اين قسم دو بخش دارد :
بخش اوّل : گاهى شك ما در تبدل فردى به فردى و به تعبير بهتر مرتبهاى به مرتبهاى است مثل اينكه كلى ذات المراتب است نظير كلى سواد كه مرتبه شديده دارد و مرتبه ضعيفه و ما بينهما متوسطات حال مرتبه قويه از سواد قطعا منتفى شد ولى شك داريم كه آيا مرتبه ضعيفه موجود است و يا بكلّى سياهى جاى خود را به سفيدى داده و معدوم گرديده است .
4 - و بخش دوّم اينست كه شك ما در مجرّد حدوث فرد ديگر بجاى فرد اول است و به عبارت ديگر سخن از مراتب نيست كه در طول همند بلكه سخن از مصاديق است كه در عرض همند مثل اينكه زيد در منزل بود پس از مدتى خارج شد ولى احتمال مىدهيم كه فورا و بلافاصله بكر جاى خالى او را گرفت . . .
5 - و گاهى منشأ شك ما احتمال تأخر مع الفصل است يعنى شك ما در بقاء كلى در دار مسبب از اينست كه قطعا كلى در ضمن فرد اول منتفى شد و قطعا مدتى هم فاصله شد [ مثلا نيم ساعت ] پس از اين شك مىكنيم كه آيا فرد ديگرى از انسان در دار موجود شد تا مجدّدا كلى در ضمن آن موجود شود يا خير .
حال از اين پنج صورت ، صورت اوّل از لحاظ حكم به صورت ثانى ملحق است و بلكه بالاولوية حكم آن را دارد و صورت پنجم هم كه قطعا از محل بحث
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 175
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٧٥