تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
چون بر مبناى شما استصحاب مطلقا حجت است چه در شك در مقتضى و يا رافع درحالىكه طبق لحاظ استعدادها و آن بيانات تنها در موارد شك در رافع از استصحاب بايد بهره گرفت و شما بدان ملتزم نيستيد . 2 - داستان ملاحظه استعدادها خيلى مجمل و مبهم است و هيچ ضابطهء مشخصى را در باب استصحاب بدست انسان نمىدهد زيرا كه منظورتان از استعداد بقاء ، استعداد چيست ؟ اگر مراد استعداد شخصى است يعنى بايد ملاحظه كنيم كه شخص فلان موجود مثلا زيد تا چه زمانى استعداد بقاء دارد تا همان زمان استصحاب كنيم خواهيم گفت : استعداد بقاء شخص هر موجودى را به غير از علام الغيوب و كسانى كه خدا آنها را آگاه سازد كسى خبر ندارد و نمىداند پس اين مطلب صددرصد حواله به مجهول است . و اگر مرادتان استعداد صنفى فلان موجود است آن هم اقرب الاصناف به اين موجودى فى المثل اقرب الاصناف به زيد آن انسانهائى هستند كه مثل زيد سفيد پوست قدبلند ، لاغر ، از فلان نژاد ، داراى فلان زبان ، داراى فلان سن و . . . باشند . خواهيم گفت اين هم مثل استعداد شخصى است كه لا يعلمها الّا اللّه پس باز هم حواله به مجهول است . و اگر مرادتان استعداد نوعى يا جنسى است آن هم ابعد الاجناس فى المثل ابعد الاجناس حيوانات جوهر است كه آن‌همه انواع دارد و جواهر قابليتهايشان مختلف است از موجودى كه يك آن موجود شده و معدوم مىشود تا آنكه ميليونها سال وجود دارد حال قدر مشترك همهء اين‌ها آن يك آن يا يك ساعت است كه همه در استعداد بقاء آن مقدار مشتركند . خواهيم گفت نوع شكوك ما در بقاء از يك لحظه و ساعت متجاوز است و چنين موردى به ندرت پيش مىآيد و تخصيص اكثر مستهجن است و اگر منظورتان استعداد متوسط بين ابعد الاجناس و اقرب الاصناف است مىگوييم بين اين‌ها ميليونها نوع استعداد و قابليت مىتوان درست كرد آيا كداميك منظور نظر
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 173 | على محمدى خراسانى