شما است ؟ پس احاله بر استعدادها هيچ دردى را دوا نكرد .
3 - اگر بفرمائيد : مطلب را به ظن شخصى حواله مىكنيم يعنى مادامىكه ظن شخصى به استعداد چيزى داريم استصحاب بقاء جارى مىشود خواهيم گفت : ظن شخصى اعتبارى ندارد .
4 - وانگهى خود شما استصحاب را از باب اخبار حجت مىدانيد نه از باب افادهء ظن نوعى يا شخصى پس به عقيدهء ما استصحاب كلى حيوان مطلقا جارى مىشود و آثار شرعى هم برآن مترتب مىشود البته اگر اثرى باشد .
5 - و امّا قصّه آن عالم كتابى و جواب فاضل قزوينى و ردّيه ميرزاى قمى و جواب اصلى از شبهه به يارى خداوند در تنبيه نهم از تنبيهات استصحاب خواهد آمد .
استصحاب كلى قسم ثالث :
استصحاب كلى قسم ثالث عبارت بود از اينكه شك در بقاء و ارتفاع كلى مسبب باشد از شك در تبادل افراد يعنى يقينا كلى انسان مثلا در ضمن فردى [ مثلا زيد ] محقّق شد و يقينا اين كلى در ضمن زيد مرتفع شده ولى احتمال مىدهيم كه فرد ديگرى از كلّى موجود شده و كلى در ضمن آن همچنان متحقّق و مستدام است حال اين قسم از استصحاب جارى مىشود يا نه ؟ مسئله داراى پنج صورت است :
1 - منشأ شك ما احتمال تقدم است يعنى شك ما در بقاء كلى مسبّب است از اين احتمال كه شايد قبل از زيد مثلا فرد ديگرى از انسان در دار موجود بوده كه هماكنون هم آن فرد موجود است و كلى انسان در ضمن او باقى است و شايد نبوده پس الآن كلّى هم نيست .
2 - منشأ شك ما احتمال معيت است يعنى شك در بقاء كلى مسبب است از