تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
و گرنه يلزم حكم بدون موضوع ، معلول بدون علت و . . . آنگاه استصحاب هم تابع حكم و موضوع است يعنى تا آنجا كه استعداد بقاء آنها محرز باشد استصحاب هم قابل جريان است و بيش از آن جارى نيست . فى المثل برخى از موضوعات الى الابد قابليت بقاء دارد نظير جنابت ، حدث كه از وقتى حادث شدند همچنان باقى و برقرارند تا زمانى كه رافعى بيايد و آنها را رفع كند در چنين موردى حكم جنابت يا حدث و . . . نيز الى الابد اقتضاى بقاء دارد مگر رافع و ناسخى بيايد و آن را رفع كند ، حال استصحاب چنين حكم و موضوعى هم ابدى است يعنى امروز كه شخص جنب شد و احكام جنابت بر او بار شد اگر تا صد سال ديگر هم در بقاء آن شك كند استصحاب موضوعى و حكمى جارى و سارى است و يترتب عليه الاثر مگر اينكه انسان جنب بميرد و خاك شود . و بعضى از موضوعات تا مدت معينى مثلا تا صد سال مقتضى بقاء دارند كالفيل در اينجا حكم آن موضوع هم تا صد سال استمرار دارد و استصحاب آن هم تا همين اندازه است يعنى در طول اين صد سال هروقت در بقاء فيل شك كنيم استصحاب بقاء جارى است و آثار مترتب مىشود و از اين مدت كه گذشت اصل مقتضى و استعداد بقاء موضوع مشكوك است و جاى استصحاب نيست . و هكذا بعضى موضوعات تا هفتاد سال استعداد بقاء دارند مثل انسان مثلا و بعضى تا ده سال و بعضى تا يك سال مثل گنجشك مثلا و بعضى تا يك هفته و . . . خلاصه قابليتها گوناگون است و راه شناخت استعداد در هر موجودى ملاحظه غالب افراد آن است . سؤال : هدف ميرزاى قمى از طرح اين مطلب چيست ؟ جواب : هدف جواب از يك شبهه است بيان ذلك : بعضى از علماء يهود در مقام مباحثه با بعض علماى اسلام گفته‌اند طبق عقيدهء خود شما كه استصحاب را حجت مىدانيد ما مىگوئيم نبوت حضرت موسى ( ع ) امتداد