تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
استصحاب بقاء نجاست يد نمىرسد با حفظ اين مقدّمه مستشكل مىگويد : در ما نحن فيه اينكه ما پس از مرور يك سال در بقاء و ارتفاع كلى حيوان شك مىكنيم اين شك مسبّب است از شك در حدوث و عدم حدوث فرد طويل العمر اگر در واقع طويل العمر حادث شده پس الآن كلى حيوان در دار قطعا موجود است و اگر طويل حادث نشده پس الآن كلى حيوان قطعا در دار موجود نيست . حال روى اصل مذكور در مقدّمه در ناحيهء سبب اصل عدم جارى نموده و مىگوييم الاصل عدم حدوث الفرد الطويل خودبخود وضع كلى روشن مىشود كه پس كلى حيوان در دار نيست و حاجتى به اجراء اصل مسببى نيست بلكه قابل جريان نيست فلا وجه لاستصحاب نفس الكلى فى القسم الثانى .

دفع توهم :

مرحوم شيخ مىفرمايد : « حفظت شيئا و غابت عنك اشياء » اين مستشكل گويا يك تحليل صحيحى از شك سببى و مسببى در ذهن نداشته و لذا اين اشكال را كرده بيان مطلب : لا ريب در اينكه هر شكى داراى دو احتمال است : 1 - احتمال وجود 2 - احتمال عدم ، آنگاه شك سببى و مسببى تنها در موردى است كه دو احتمال اين شك مستند باشد به دو احتمال آن شك يعنى احتمال وجودش مسبب از احتمال وجود آن و احتمال عدمش از عدم آن نشأت گرفته باشد . نظير مثالى كه در مقدمه ذكر شد كه احتمال طهارت يد مستند به احتمال طهارت آب و احتمال عدم طهارت دست مسبب از احتمال عدم طهارت آب بود كه كاملا سببى و مسببى بودند ولى در ما نحن فيه از اين قبيل نيست زيرا كه احتمال وجود حيوان مسبب از احتمال حدوث فرد طويل است ولى احتمال عدم آن مسبّب از احتمال عدم حدوث فرد طويل نيست بلكه مسبّب است از
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 169 | على محمدى خراسانى