تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
بدليل اينكه اگر عينيّت يا استلزامى در كار بود پس بايد بگوئيم دلالت اين حديث بر طهارت مستصحب النجاسة نيز عين دلالت آن بر اعتبار استصحاب نجاست و يا مستلزم آنست و لا يقول به احد خذ فافهم و اغتنم .

( حديث سوم )

قوله : و نظير ذلك : سومين دسته از روايات خاصه اخبار حليت است كه مىفرمايد : كل شىء حلال حتى تعرف انه حرام . . . سخن در اطراف اين دسته همانند سخن در اطراف دسته قبل يعنى كل شىء طاهر حتى تعلم انه قذر است يعنى اين اخبار هم جملات مغيات هستند و همان دو احتمال را دارند و منشأ الاحتمالين همان است و عقيدهء ما همان است كه اين احاديث دليل بر اصالة الحليه است و ربطى به قانون استصحاب حليت ندارد و دليل ما همان است و عقيدهء ميرزاى قمى همان است و بجاى فاضل نراقى در اين اخبار عقيدهء فاضل تونى همان است كه از اخبار حليت دو اصل مستفاد است و جواب ما هم همان است كه ذكر شد و از لحاظ تباين كلى در مناط و اعميت مورد مطلب همان است .

( حديث چهارم )

قوله : ثم على هذا : مرحوم شيخ مىفرمايد : نظير همان حرفها را در ادلّه و اخبار برائت مىتوان گفت از قبيل : كل شىء مطلق حتى يرد فيه نهى اوامر ، الناس فى سعة ما لا يعلمون و . . . و تمام آنچه در حديث حليت و طهارت گفته آمد در اينجا نيز گفته مىشود صرفا با اين تفاوت كه در اخبار طهارت سخن از قاعده طهارت و استصحاب آن