جامعى بين آن دو نيست و بدون قدر جامع هم كه استعمال در اكثر از معناى واحد مىشود و هو محال روى اين غفلت مدّعى شده كه اين روايت بر دو اصل و قاعده دلالت دارد .
1 - قسمت اوّل حديث كه كل شىء طاهر باشد دلالت مىكند بر اينكه حكم اوّلى [ يعنى حكمى كه به مجرّد شك پيدا مىشود ] اشياء عند الشك و عدم العلم به طهارت و نجاست واقعى در ظاهر [ چون فرض اينست كه ما از واقع خبر نداريم و شايد واقع حرمت باشد ] طهارت است .
و خلاصه اينكه كل شىء طاهر يعنى كل شىء شك فى طهارته و نجاسته طاهر اى محكوم شرعا بالطهارة ظاهرا ، و اين همان قاعدهء طهارت است كه ربطى به استصحاب و ملاحظهء حالت سابقه ندارد .
2 - و قسمت پايانى حديث كه حتى تعلم انه قذر باشد دلالت مىكند بر اينكه : و هذا الحكم مستمر الى زمن العلم بالنجاسة و اين استمرار داشتن مربوط به استصحاب و مصداقى از مصاديق آنست پس اين حديث خيلى پربركت است و به درد هر دو باب مىخورد .
قوله : اقول :
مرحوم شيخ مىفرمايد : اى كاش مىدانستم كه مشار اليه كلمهء هذا در عبارت فاضل معاصر چيست ؟ دو احتمال متصور است كه طبق هر دو اشكال داريم :
1 - مشار اليه هذا همان حكمى باشد كه از اصل اول شما استفاده مىشود يعنى اين حكم كه [ كل شىء مشكوك الطهارة و النجاسة طاهر ظاهرا الى ان يحصل العلم بقذارته ] استمرار دارد تا زمان علم به قذارت اگر مرادتان اين باشد دو ايراد دارد :
الف : كل شىء . . . يك قانون تشريعى است كه در اسلام جعل شده به نام قاعدهء طهارت و عمر اين قانون تا زمان علم به قذارت نيست بلكه الى الابد است همانند بقيّهء قوانين و احكام واقعى و ظاهرى اسلام زيرا كه حلال محمد ( ص )
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 143
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٤٣