تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
حلال الى يوم القيامة و حرامه حرام الى يوم القيامة ، شرع محمد ( ص ) مستمر الى يوم القيامة ، پس قوانين اسلامى ابدى است مگر اينكه در اثناء ناسخى بيايد و جلو استمرار آن را بگيرد . قانون مورد بحث ما هم مغيّا به اين غايت است نه به غايت علم به قذارت . آرى پس از علم به قذارت در حق شخص اين مكلف قاعده طهارت جارى نيست چون موضوع ندارد موضوع آن شك بود كه از بين رفته ولى عمر قانون كه به اين حد محدود نيست بلكه فردا هم اگر موضوع پيدا كند باز جارى مىشود هزار سال ديگر هم كذلك پس اين يك اشتباه فاضل نراقى . ب : اين احتمال مستلزم لتقدم الشّيء على نفسه و هو مستلزم لاجتماع النقيضين و هو محال بيان مطلب : جمله حتى تعلم در كلام امام ( ع ) از توابع حكم اوّلى است كه در كلام شما به عنوان اصل اول يعنى قاعده طهارت ذكر شد [ توابع به امورى گويند كه بدون آن هم سكوت بر كلام صحيح است و از اركان كلام نيستند از قبيل : نعت - عطف بيان - بدل - شرط - غايت و . . . منتها براى اغراض در كلام مىآيند ] آنگاه شما آمديد همان حكم اول را با همهء بند و بيلش يعنى با همهء قيودش موضوع قرار داديد از براى حكم ثانى كه استمرار باشد و دوباره محمول در اين حكم ثانى را مغيا به همين غايت كرديد آنگاه لازم مىآيد كه شىء واحدى به نام حتى تعلم انه قذر هم غايت باشد براى حكم اول كه طهارت ظاهريه باشد و هم براى حكم ثانى كه استمرار طهارت ظاهرى باشد آن هم با اين ويژگى كه حكم اول موضوع براى حكم ثانى قرار گرفته پس چيزى كه غايت محمول است بر محمول مقدم شده و در رتبه موضوع اخذ شده درحالىكه موضوع طبعا و رتبة بر محمول مقدم است فيلزم تقدم الشّيء على نفسه و يلزم تقدم المتأخر و تأخر المتقدم و الكل باطل .
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 144 | على محمدى خراسانى