تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
و ربطى به استصحاب ندارد حتى در مواردى كه شيئى مسبوق الطهارة باشد باز از روايت همين قاعده مستفاد است نه استصحاب . قوله : بل يجرى : در مواردى كه چيزى حالت سابقه نجاست دارد و الآن شك در بقاء نجاست داريم كه مجراى استصحاب نجاست بحثى است كه آيا در اينجا اصولا قاعدهء طهارت و كل شىء طاهر مجرا دارد يا خير ؟ بعضىها از قبيل صاحب رياض مدعى شده‌اند كه چنين موردى تخصّصا و موضوعا از تحت قاعدهء طهارت بيرون است ولى قول حق اينست كه در همين‌جا نيز قاعدهء طهارت مجرا دارد و قابل جريان است ولى قانون استصحاب نجاست عند المعارضه برآن مقدم مىشود و دليل هريك از دو قول در بيان تعارض استصحاب با ساير قواعد پس از تنبيهات استصحاب خواهد آمد پس قاعدهء طهارت از لحاظ مورد و مجرا خيلى دامنه‌اش از استصحاب وسيع‌تر است و لكن از لحاظ مناط تباين دارند . قوله : ثم لا فرق : ما دو قسم شبهه داريم چه در احكام و چه در موضوعات : 1 - شبهه در حكم كلّى مثل اينكه نمىدانيم غنا در اسلام حرام است يا خير ؟ 2 - شبهه در حكم جزئى مثل اينكه نمىدانيم اين مايع حلال است يا حرام ؟ 3 - شبهه در موضوع كلّى مثل اينكه نمىدانيم آيا كلى مدفوع پرندگان حرام گوشت پاك است يا نجس ؟ 4 - شبهه در موضوع جزئى خارجى مثل اينكه نمىدانيم اين مايع خارجى بول است يا ماء ؟ در نتيجه نمىدانيم پاك است يا نجس ؟ حال حديث كل شىء طاهر يا كل شىء حلال در تمام موارد مذكور جارى مىشوند و دلالت مىكنند بر قانون