استصحاب در باب طهارت ثابت شد پس به ضميمه اجماع مركب در ساير ابواب هم ثابت مىشود .
حديث دوّم :
دومين روايت از روايت خاصه موثّقه عمار است كه حضرت فرموده : كل شىء طاهر حتى تعلم انه قذر [ اى نجس ] در اين روايت دو احتمال متصور است كه طبق هركدام از آن دو نياز به تقدير وجود دارد :
1 - منظور امام ( ع ) اين باشد كه : كل شىء كه مسلم الطهارة و يقينى الطهارة بوده سابقا طاهر اى مستمرّ طهارته ظاهر عند الشك حتى تعلم انه قذر يعنى هر چيزى كه يك زمانى اصل طهارت آن محرز و مسلّم بود همچنان طهارت آن استمرار دارد تا زمان علم به نجاست پس تا زمانى كه يقين به طهارت دارى فهو طاهر واقعا بعد هم تا زمانى كه شك دارى باز طهارت آن ظاهرا استمرار دارد ولى پس از آمدن علم به قذارت جاى حكم به طهارت نيست .
طبق اين احتمال حديث به درد استصحاب مىخورد چون در استصحاب است كه چيزى سابقا يقينى بوده و الآن مشكوك است حكم به بقاء و استمرار آن مىكنيم و آنگاه غايت حتى تعلم انه قذر هم غايت براى استمرار طهارت است يعنى طهارتى كه ثابت شده همچنان ادامه دارد تا زمان علم به قذارت به عبارت ديگر غايت ، غاية المحمول است كه طهارت باشد و امّا غايت خود حكم كه حكم به طهارت باشد ، در كلام نه ذكر شده و نه طبق اين احتمال مرا دو مقصود است تا ذكر شود .
2 - منظور امام اين باشد كه : كل شىء مشكوك طهارته و نجاسته فهو محكوم شرعا بالطهارة ظاهرا حتى تعلم انه قذر يعنى هر چيزى به مجرّد اينكه شك در طهارت و نجاست آن داريم شرعا حكم مىكنيم به طهارت ظاهريه