مراد فقط قانون استصحاب باشد و لذا اين حديث از لحاظ دلالت خيلى قوى است ولى افسوس كه اشكال سندى دارد از لحاظ مكاتبه بودن ، مضمره بودن ، خود كاشانى هم از لحاظ رجاليّون محلّ بحث است و لذا نتوان به اين حديث هم به تنهائى استدلال نمود .
بعد مىفرمايد : اين هفت روايت مجموعهء رواياتى است كه من بدانها آگهى يافتهام و در كلمات قوم مورد استدلال قرار گرفتهاند .
ولى ملاحظه فرمودند كه آن دسته از اين روايت كه قوى السند بودند از قبيل صحيحه 1 و 2 و 3 زراره و موثقه عمار متأسفانه ضعيف الدلالة بودند و آن دسته كه قوى الدلالة بودند از قبيل روايت 5 و 6 و 7 متأسفانه ضعيف السند بودند و لذا ما به يكايك استدلال نمىكنيم تا قابل خدشه باشد بلكه به مجموع اين احاديث به لحاظ تجابر و تعاضد استدلال مىكنيم يعنى آنها كه قوى السند بودند ضعف سند ضعيف السندها را جبران مىكنند و آنها كه قوت دلالى داشتند ضعف دلالت بقيه را تقويت مىكنند و از روىهمرفته اينها براى ما اطمينان به حجيت استصحاب حاصل مىشود و اين مقدار ما را بس است .
[ البته بقول مرحوم آشتيانى در بحر الفوائد : مرحوم شيخ در جلسهء درس اصرار داشتند و پافشارى مىنمودند بر اينكه صحيحهء اولاى زراره سندا و دلالة كامل بوده و به آن يكى به تنهائى مىتوان استدلال كرد چون مسئله حجيت استصحاب از مسائل اصول فقه است نه اصول دين ] .
( اخبار خاصه )
قوله و ربما يؤيد :
روايت سبعهاى كه تا به حال عنوان شد اخبار عامه بودند يعنى اخبارى كه از آنها عموميت و قاعده كليه استفاده مىشد و حجيت استصحاب را على الاطلاق