3 - در روايات ديگر مثل صحيحه 1 و 2 و 3 زراره نيز همين تعبير آمده بود كه ما از آنها استصحاب را برداشت كرديم و به قرينه وحدت سياق اين حديث نبز حمل بر استصحاب مىشود .
پس با اين شواهد ما معتقد مىشويم كه اين دو حديث هم از ادلّه محكم استصحاب است .
قوله : و لكن :
امّا در سند حديث اشكالى وجود دارد و آن اينكه در سلسله سند شخصى بنام قاسم بن يحيى وجود دارد كه علامه در كتاب مختلف وى را تضعيف نموده و شهادت علّامه براى ما ارزش دارد و لذا حديث سندا از درجه اعتبار ساقط است .
البته از اين اشكال مىتوان جواب داد به اينكه اين تضعيف علامه مستند است به تضعيف آقاى ابن غضائرى و عند اهل الرجال تضعيفات وى قادح نيست زيرا وى و امثال وى داراى سليقه بخصوصى بودند و برآن اساس تضعيف مىكردند كه بايد تفصيل مطلب را از كتب رجالى بدست آورد .
قوله : فتأمل :
بقول رحمت الله در حاشيه : لعله اشارة الى انّ تضعيف العلامة مع جلالة شأنه و اطلاعه على ما هو المعروف فى تضعيف ابن الغضائرى لا يضعف بما ذكر البعض فلعلّه كان مستنده غير تضعيف ابن الغضائرى .
( حديث هفتم )
قوله : و منها مكاتبة :
هفتمين حديثى كه براى حجّيت استصحاب مورد استدلال واقع شده مكاتبهء على بن محمد كاشانى است وى مىگويد : من زمانى در مدينه بودم و در آنجا به محضر امام ( ع ) نامهاى نوشته از حضرتش راجع به صوم يوم الشك پرسيدم