تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
حال ما نحن فيه من هذا القبيل يعنى متبادر به ذهن از حديث شريف اينست كه زمان ماضى ظرف يقين به عدالت است ولى متيقن ذات العدالة بقول مطلق و مجردا عن كل قيد است پس به بيانى كه در بالا ذكر شد به درد استصحاب هم مىخورد . قوله : فافهم : شايد اشاره باشد به اينكه : شما با اين بيان حد اكثر ثابت مىكنيد كه ارادهء استصحاب هم از اين حديث ممكن است ولى متعين نشد بلكه هر دو قانون محتمل است و اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال . قوله : و لكن الانصاف : نظريهء نهائى شيخ ره : نه تنها ارادهء استصحاب ممكن و محتمل است بلكه به حكم قرائنى ارادهء آن حتمى و متعين است : 1 - ظهور كلمه اليقين و الشك : امام فرمود : اليقين لا يدفع بالشك يا الشك لا ينقض اليقين و ما در مباحث الفاظ اصول خوانده‌ايم كه مشتقات ظهور در فعليت دارند يعنى يقين فعلى را با شك فعلى نقض نكن و آنكه يقين و شك هر دو در او فعليت دارند قانون استصحاب است كه الآن هم نسبت به گذشته بر يقينم و نسبت به بقاء بر شك ولى در قانون اليقين الآن كه شك سارى آمد ديگر يقينى نيست پس اين تعبير با استصحاب مىسازد و لا غير . 2 - امام ( ع ) علت آورد به اينكه : فان الشك لا ينقض اليقين حال اگر اين حديث را بر قانون استصحاب حمل كنيم علت يك امر ارتكازى عقلائى مىشود زيرا كه بناء همه عقلاء عالم بر اينست كه وقتى يقين سابق و شك لاحق دارند بنا را بر يقين سابق مىگذارند و اصولا نظام معاش و معاد آنها بر همين اصل استوار است چنان كه قبلا گفتيم ولى اگر بر قانون اليقين حمل شود تعليل به يك امر تعبدى خواهد بود نه يك امر مرتكز در اذهان عقلاء و لا ريب در اينكه الاصل فى العلية الارتكازية و مادامىكه اين ميسور است نوبت به غير نمىرسد .
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 130 | على محمدى خراسانى