تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
يقين‌آور نبوده مثل قول صبى يا مرئه و . . . در اينجا پس از حصول شك سارى آن يقين قبل هيچ ارزشى ندارد نه نسبت به گذشته‌ها و نه آينده‌ها . قوله اللّهم : نظريهء متوسط مرحوم شيخ : تا به حال با قرائنى جازم شديم كه مراد از حديث علوى قانون شك سارى باشد ولى حالا مىخواهيم بگوئيم اراده شدن استصحاب هم ممكن است بيان ذلك : كسى كه در گذشته يقين به امرى داشته و در آينده شك مىكند از دو حال خارج نيست : 1 - گاهى زمان ماضى قيديت دارد و قيد متعلق اليقين است مثلا مىگوئيم : من ديروز به عدالت زيد در ديروز يقين داشتم كه متيقن عدالت زيد در ديروز با همين قيد در ديروز است بعد مىگوئيم ولى الآن شك دارم پيدا است كه منظور اينست كه الآن شك دارم در همان‌كه ديروز يقين داشتم يعنى عدالت در ديروز با همين قيد و چنين موردى مجراى قانون شك سارى است چون متعلق يقين و شك زمانا اتحاد دارند و مناط استصحاب اختلاف آن دو زمانا بود . 2 - و گاهى زمان ماضى ظرفيت دارد يعنى ظرف تحقّق متيقن و يقين است ولى متيقن ذات العدالة است نه عدالت ديروزى مثلا مىگوئيم : من ديروز يقين داشتم كه زيد عادل است كه متيقن عدالت زيد است نه عدالت زيد در ديروز آرى ديروز ظرف تحقّق اين امر بود . سپس مىگوئيم : امّا امروز شك دارم يعنى شك دارم در همان عدالت حال اين اعم است از اينكه شك در عدالت دارم يعنى شك دارم در اصل وجود عدالت تا با قانون اليقين بسازد يا شك دارم در بقاء و استمرار عدالت چون شك در بقاء عدالت هم شك در عدالت است تا با قانون استصحاب بسازد پس اگر زمان ماضى ظرف شد با هر دو مىسازد .
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 129 | على محمدى خراسانى