تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
فاتحة الكتاب باشد بلكه يا مطلق مىآوردند و يا تصريح به تسبيحات اربع مىكردند و يا تخيير مىانداختند پس تعيين فاتحة الكتاب قرينه است كه مراد نماز احتياط باشد آنگاه به قرينهء وحدت سياق مىگوئيم در فراز بعدى هم مراد همين است كه قام فاضاف اليها اخرى يعنى منفصلا بخواند كه نماز احتياط باشد و هو مذهب الإمامية پس اين احتمال مقبول نيست . قوله : فالمراد باليقين : احتمال دوّم : منظور امام ( ع ) از قام فاضاف . . . اين باشد كه يك ركعت نماز احتياط جداگانه بجاى آورد پس از اينكه بنا را بر اكثر گذاشته و بر همان ركعت مشكوكه سلام داده كه مبناى خاصه همين است آنگاه معناى جملهء لا ينقض اليقين بالشك هم اين باشد كه يقين به برائت ذمّه را با شك در برائت ذمه نقض نكند يعنى وى يقين به اشتغال ذمه پيدا كرد و الآن بايد يقين به برائت ذمه پيدا كند و به شك در برائت ذمه قناعت نكند و راه تحصيل يقين به فراغ ذمّه همان شيوهء اماميه است كه ذكر شد يعنى بناگذارى بر اكثر و سپس سلام دادن و بعد نماز احتياط خواند حال اگر مراد حديث اين احتمال باشد ديگر ربطى به قانون استصحاب نخواهد داشت بلكه به قاعدهء اشتغال و احتياط مربوط مىشود كه براى خود مناط علىحده‌اى دارد . سؤال : چگونه شيوهء اماميه يقين به برائت مىآورد ولى مسلك عامّه نمىآورد ؟ جواب : براى اينكه بر مبناى عامّه كه بنا را بر اقل مىگذارند و يك ركعت متصلا بجا مىآورند از دو حال خارج نيست ؟ 1 - يا در واقع نمازش ناقص بوده پس اين ركعتى كه افزوده مكمّل آن نقص و جبران‌كننده است . 2 - و يا در واقع نمازش كامل بوده پس اين ركعت زيادى عمدى محسوب شده و زيادى عمدى مبطل است و لذا يقين به فراغ ذمه نيامد بلكه مجرّد احتمال است .