تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
قرار داد يعنى جلوتر فرمود : لا تعيد بعد سائل علت را پرسيد حضرت فرمود لانك كنت . . . يعنى بدليل قانون استصحاب . آنگاه اشكال اينست كه اين جواب امام ( ع ) صلاحيت عليت براى مشروعيت و جواز ورود به نماز را دارد چون نسبت به اصل ورود در نماز يقين سابق به طهارت دارد و شك لاحق در بقاء دارد و اگر از ورود در نماز امتناع بكند اين نقض يقين به شك است . و امام مىفرمايد : ليس ينبغى لك . . . و امّا صلاحيت عليت براى عدم وجوب اعاده را آن هم نسبت به كسى كه پس از نماز يقين دارد كه در لباس نجس نماز خوانده ندارد و عدم الاعادة بر استصحاب بار نمىشود زيرا كه اعاده كردن براى چنين شخصى از باب نقض يقين به شك نيست تا مشمول قانون استصحاب باشد و امام بفرمايد لا تنقض اليقين . . . بلكه از باب نقض يقين به يقين است پس چگونه امام عدم اعاده را معلّل ساخته به اينكه : لأنّك كنت . . . ؟ اين مشكله‌اى كه متصور است كه حكم به عدم اعاده با قواعد وفق نمىدهد البته تعبدى بودن مطلب ديگرى است . قوله : بناء على انّ : يعنى اين اشكال بر يك مبنا وارد و بر مبناى ديگر غير وارد است : هم در شرائط و هم در موانع بحثى است كه كداميك از اين‌ها واقعى و نفس الامرى هستند و كدام علمى و ذكرى هستند يعنى عند العلم و الالتفات شرطيت يا مانعيت دارد ولى عند الجهل و النسيان خير ؟ در مسئله نجاست لباس و بدن نيز همين بحث هست كه آيا نجاست از موانع واقعيه است يعنى وجود واقعى آن مضر و مبطل است چه مكلف علم و التفات به آن داشته باشد يا خير پس اگر عن جهل و غفلة هم مراعات نكرد بايستى عبادت باطل باشد ؟ و يا از موانع علميه و ذكريه است كه عند العلم و الالتفات مانعيت دارد پس اگر جاهل يا غافل بود مانعيت ندارد پس عمل وى كمبودى نادر