[ روايت دوّم يا صحيحهء ثانيهء زراره : ]
اين حديث شريف حاوى هفت سؤال و جواب است :
1 - راوى پرسيد : مقدارى نجاست [ خون دماغ يا خون زخم يا منى و . . . ] به جامهام اصابت نمود [ و يقين تفصيلى پيدا كردم ] جاى نجاست را علامتگذارى نمودم تا اينكه وقتى به آب رسيدم آنجا را شستشو دهم امّا بعدا هنگام نماز فرارسيد و من فراموش كردم كه لباسم نجس بود با همان جامهء نجس نماز بجا آوردم و پس از نماز يادم آمد كه جامهام آلوده به نجاست بوده چه كنم ؟
حضرت فرمودند : نمازت را بايد اعاده كنى [ پس نجاست مانع واقعى است و عدم آن در لباس و بدن شرط واقعى است و منحصر به حال ذكر و التفات نيست ] و ضمنا جامه را بايد بشوئى .
2 - راوى پرسيد : اگر اجمالا بدانم كه خونى به لباسم اصابت كرده ولى جاى آن مشخص نباشد سپس هرچه جستجو كردم آن را نيافتم بعد با همان جامه نماز خواندم پس از نماز آن نجاست را يافتم چه كنم ؟
حضرت فرمودند : نمازت را بايد اعاده كنى و جامهات را بايد بشوئى [ براى اين نماز و نمازهاى بعدى ]
3 - راوى پرسيد : اگر صرفا مظنه يا احتمال اصابت دادم و يقين [ تفصيلى يا اجمالى ] به آن نداشتم بدنبال اين احتمال يا ظن جامهام را وارسى كردم و چيزى نديدم آنگاه با همان جامه نماز خواندم پس از نماز خون را در جامه ديدم چه كنم ؟
حضرت فرمودند : جامهات را بشوى [ جهت نمازهاى بعدى ] ولى نمازت را اعاده نكن .
4 - راوى پرسيد : چرا نمازم را اعاده نكنم ؟
حضرت فرمودند : زيرا كه تو قبلا يقين به طهارت داشتى سپس شك كردى « صغرى » و سزاوار نيست كه يقين را با شك نقض كنى « كبرى » پس سزاوار نيست كه اين يقين به طهارت را درهم بشكنى [ اين يكى از فرازهاى مورد