تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
جنس در ضمن اين فرد يعنى يقين به وضو باشد يا افراد ديگر پس در اين‌گونه موارد نتيجه سلب كلى است و به درد مدعاى ما مىخورد . قوله : و لو كان اللّام : اين قسمت يك سؤال و جواب است : امّا سؤال : چه مانعى دارد كه ما الف و لام در اليقين را براى استغراق بگيريم و معناى كلام كل يقين بشود آنگاه ما نحن فيه از قبيل لم آخذ كل الدراهم باشد كه عموم در حيّز نفى است و نتيجه سلب جزئى است نه از قبيل لا رجل فى الدار كه عموم مستفاد از نفى است و نتيجه سلب كلّى ؟ و امّا جواب : اوّلا الف و لام سه معنا دارد . 1 - عهد 2 - جنس 3 - استغراق و بدون قرينهء معينه بر هيچ‌كدام حمل نمىشود و شما كه مدّعى استغراق هستيد بايد شاهد بياوريد و نداريد ولى ما براى ارادهء جنس شواهد متعددى داشتيم . و ثانيا برفرض قبول كنيم كه الف و لام براى استغراق است و عموميت در حيّز نفى است ولى باز هم مىگوئيم در خصوص ما نحن فيه قرائنى وجود دارد مبنى بر اينكه مراد سلب كلى است نه سلب جزئى تا مسئله از قابليت استدلال بيفتد و آن شواهد عبارتند از : 1 - قرينهء مقاميّه : اين روايت و امثال آن بقول رحمت الله در حاشيهء رسائل در مقام ضرب القاعده هستند و لا ريب كه اين مقام با سلب كلى متناسب است نه با سلب جزئى . 2 - قرينهء تعليل : اگر سلب جزئى بگيريم اين تعليلى كه در حديث بود فانّه على يقين . . . يك علت تعبدى خواهد شد يعنى تعبدا در بعض موارد يقين را با شك نقض نكن لخصوصية المورد و در بعض موارد نقض كردن بلا مانع است پس قانونيت پيدا نمىكند ولى اگر سالبه كليه باشد اين تعليل به يك امر