و تأكيد آن بدانيم بحثى نيست ولى اگر ضرر را به معناى اضرار ابتدائى و ضرار را به معناى مجازات بر ضرر و يا مضارّه بگيريم كه دو كس به يكديگر ضرر مىزنند .
[ البته مرجع هر دو معنا به يك امر است ] صدر و ذيل تنافى پيدا مىكنند چون .
صدر حديث مىگويد : لاضرر پس آنكه ابتدا به مالك ضرر زده و پرنده او را پرانده برىء الذمه نيست و بايد خسارت را بپردازد ولى ذيل حديث مىگويد : و لا ضرار ، يعنى مجازات بر ضرر هم در اسلام تشريع نشده .
پس مالك حق ندارد شخص ضار را مجازات كند يعنى خسارت را از او بگيرد پس صدر دلالت مىكند بر وجوب ردّ غرامت و ذيل دلالت مىكند بر حرمت اخذ غرامت و لذا تنافى پيدا مىشود .
ولى از اين مشكله جوابهائى داده شده كه عمدهاش اينست كه ضرر و ضرار به معناى واحد بوده و تأكيد است فلا منافاة .
وجه دوّم : قوله : و يحتمل :
درست است كه اينگونه از مركبات ظهور در اخبار دارند ولى در حديث لاضرر از نفى معناى نهى و از اخبار معناى انشائى اراده شده و معناى حديث اينست كه مسلمان و مؤمن حق ندارد و نبايد و حرام است كه بر خود يا بر ديگران ضرر بزند چه ابتدائا و چه مجازاتا [ البته بنا بر اينكه لا ضرار به معناى مجازات بر ضرر باشد ]
مثلا وضو در شدت سرما ضرر دارد پس حرام است و هكذا غسل
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 397
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٩٧