همچنين اگر اين وجوب يا لزوم و . . . سبب ابقاء ضرر حادث شده گردد باز تشريع نشده فى المثل شخصى مريض است و اگر با آب سرد غسل كند مرض او شديدتر مىشود يا باقى مىماند و . . . [ نظيرش را قبلا داشتيم كه شخص مبتلا به كزاز بود . . . ] باز همچنين حكمى در اسلام تشريع نشده .
حال يكى از مثالهاى ابقاء ضرر اينست كه شخصى به ديگرى ضررى وارد كرده مثلا درب قفس را گشوده و پرنده گرانقيمت او پرواز كرده رفته و . . .
در اينجا شخص ضار بگويد من كه با دست خودم و بالمباشره پرنده را پرواز ندادهام و يا او را نكشتهام بلكه من تنها در قفس را باز كردم و يا تنها غذاى مسموم جلويش گذاشتم و خود پرنده پريده يا خورده و مالك متضرر شده پس من شك دارم كه آيا ضامن هستم يا نه ؟ از اصل برائت ذمه از ضمان استفاده كنم و بگويم ضامن نيستم خير جاى اين حكم ظاهرى برائت ذمه و عدم ضمان نيست چون به مالك ضررى وارد شده و با اجراء اين حكم آن ضرر همچنان باقى مىماند و به حكم لاضرر حكمى كه موجب ابقاء ضرر باشد در اسلام تشريع نشده بلكه بايد حكم مشروع در اين واقع متناسب با جبران خسارت مالك باشد و آن ضمانت مسبّب است .
قوله : الّا ان :
در خصوص مثال اخير مشكلهاى مشاهده مىشود و آن تناقض صدر و ذيل حديث لاضرر است توضيح ذلك : حديث مىگويد :
لا ضرر و لا ضرار فى الاسلام در اينجا اگر ضرار را به همان معناى ضرر
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 396
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٩٦