مىشود و نتيجه نجاست اين آب است چون ملاقات قبل از كريت مؤثر است و پس از آن هزار سطل آب هم كه بر آب موجود بيفزائيم دردى را دوا نمىكند بلكه تمامى آن متنجس خواهد بود .
و گاهى ملاقات و كريت هر دو مجهول التاريخ هستند در اينجا اصل عدم تقدم هركدام نسبت به ديگرى قابل جريان است و نيز اصل تأخر هركدام به معناى عدم حدوث آن در هنگام حدوث ديگرى قابل جريان است و نتيجه اين دو اصل تقارن است يعنى بايد حكم كنيم به اينكه ملاقات و كريت در آن واحد و همزمان باهم ايجاد شدهاند و نتيجه تقارن به عقيده صاحب فصول طهارت اين آبست و عدم تأثير اين ملاقات در انفعال و برفرض هم كه در انفعال شك كنيم استصحاب بقاء طهارت جارى مىكنيم .
مرحوم شيخ مىفرمايند : اوّلا با اين اصلها تقارن اثبات نمىشود چون اصل مثبت مىشود و ثانيا برفرض اثبات ، نتيجه تقارن طهارت نيست بلكه نجاست است زيرا كه در لسان روايت آمده : الماء اذا بلغ قدر كر لم ينجسه شىء ظاهرش اينست كه كريت محرز و مفروغ عنه باشد و بعد ملاقات بيايد آنگاه است كه تأثير ندارد و در ما نحن فيه ملاقات مع الكرية حادث شده و عنوان آب كر محرز نيست و لذا مانع از تنجس كه كريت باشد مشكوك است و همان دو وجه كه در آخر مثال ثانى ذكر شد در اينجا نيز مىآيد و اعاده نمىكنيم .
قوله : الثانى :
شرط دوم از شروطى كه جناب فاضل تونى براى اجراء اصل برائت آورده اينست كه : اصل برائت در صورتى جارى مىشود كه از اجراء آن هيچ مؤمن و مسلمانى متضرر نشود و گرنه جاى اصل برائت نيست .
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 382
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٨٢