تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
جريان اصل عدمى براى وجود معارضه است و نيز وضع مثال ثانى هم روشن شد كه جريان اصل در آن بلا مانع است [ البته اگر اصل مثبت را قبول كنيم ] و تنها دو نكته در اين رابطه باقى مانده كه ذيلا بيان مىكنيم : نكته اوّل : ما براى موردى كه اجراء اصل موضوع‌ساز باشد دو مثال زديم يك مثال حج و دين و ديگرى مثال دوّم فاضل تونى و حكم هر دو را مثال هم دانستيم كه اصل جارى مىشود ولى محقق قمى بين اين دو مثال فرق گذاشته و آن اينكه : در مثال حج صريحا اعتراف كرده به اينكه مانعى از اجراء اصل برائت از دين نيست اگرچه مستلزم وجوب حج شود ولى در مثال عدم بلوغ ماء به حدّ كريت از اين اصل استفاده نكرده و حكم به تنجس اين آب ننموده بدليل جمع بين اين اصل با اصالة الطهارة [ كه به نظر ما سببى و مسببى هستند و تا نوبت به سببى باشد جاى مسببى نيست ] ولى عندنا تفريق و تفصيل وجهى ندارد . قوله : ثم ان : نكته دوّم : شك در كريت آب به سه صورت متصور است : 1 - قبلا اين آب مسبوق به عدم كريت بوده و بعدا مقدارى برآن افزوده شده و سپس با نجس هم ملاقات كرده ولى شك در بلوغ آن به حدّ كريت داريم اين همان صورتى است كه تفصيلا بحث شد و عقيدهء فاضل تونى و مرحوم شيخ راجع به آن بيان شد 2 - عكس فرض قبلى يعنى قبلا اين آب مسبوق به كريت بوده و الآن مقدارى از آن كم شده و سپس با نجس ملاقات نموده و شك داريم كه آيا اين آب به كريت خود باقى است تا ملاقات او را منفعل نكند يا از