تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
يجيئك شاهدان يشهدان ان فيه الميتة و . . . انما الكلام در شبهه موضوعيهء وجوبيه است كه آيا اجراء اصل برائت مشروط به فحص و يأس مىباشد يا خير ؟ در اين رابطه چهار نظريه مطرح است : 1 - نظريّهء مشهور آنست كه باز هم فحص لازم نيست و بدون آن هم مىتوان اصل برائت جارى كرد زيرا كه اوّلا ادلّه نقليّه برائت اطلاق دارند و ثانيا دليل عقلى برائت نيز اطلاق دارد و ثالثا از برخى فتاواى فقها نيز همين معنا مستفاد است كه ذيلا نقل خواهد شد و رابعا مقتضاى حكم و بناى عقلاى عالم نيز در پاره‌اى از موارد همين است فى المثل اگر مولائى به عبدش بگويد : اكرم العلماء يا بگويد : اكرم المؤمنين و عبد در خارج يقين داشته باشد كه فلان و فلان و . . . عالم يا مؤمن هستند و فلان و فلان . . . جاهل يا كافرند و فلان و فلان . . . حالشان مشكوك است در اينجا عقلاء عالم حكم مىكنند كه نسبت به افراد مشكوك اصل برائت از وجوب اكرام جارى مىشود بدون اينكه نيازى به فحص و يأس باشد قوله : الّا ان : نظريّه دوّم : از كلمات جمعى از قبيل صاحب معالم و محقق قمى و نيز از بناء عقلا در پاره‌اى از موارد استفاده مىشود كه در شبهه موضوعيه وجوبيه مثل شبهه حكميه فحص لازم است و شرط اجراء اصل برائت است بيان ذلك : امّا بناء عقلاء : فى المثل اگر مولائى عبدش را امر كند به اينكه بايد تمامى دانشمندان شهر يا جامعه پزشكان بلد را نزد من بياورى يا بگويد : بايد همگى آنها را اكرام نمائى و گرامى بدارى يا بفرمايد : بايد به هركدام از