عرض هم و در آن واحد مستحيل است ولى در طول هم كه محاله نيست
قوله : و يردّه :
مرحوم شيخ اين راه حل را نيز قبول نمىكنند نه در ما نحن فيه يعنى قصر و اتمام و . . . و نه در مسئله ضد و بطور مجمل مىفرمايند : گاهى واجب واقعى و يا اهم را حقيقتا ترك نموده و معصيت صورت مىگيرد در اينجا امر به آن در سايه معصيت ساقط مىشود و امر به ديگرى فعلى مىشود مثلا وظيفهء ما نماز با طهارت مائيه يعنى وضو و غسل بود و بدان مأمور بوديم ولى تا ضيق وقت آن را ترك نموديم و الآن صدق مىكند كه معصيت محقق شد آنگاه امر به نماز با طهارت ترابيه يعنى تيمم به گردن ما مستقر مىشود و يصدق القول بان صلّ مع الطهارة المائية و ان عصيت فصل مع الطهارة الترابية و . . . و گاهى صرفا عزم بر معصيت پيدا كرده مثل ما نحن فيه كه جاهل مقصرى كه بنا را بر اتمام و ترك قصر گذاشته عزم بر معصيت دارد و مجرّد عزم كافى نيست و سبب سقوط امر اوّلى نمىشود
و لذا در هنگام اتيان به اتمام هم امر به قصر باقى و فعلى است و هم امر به اتمام به فعليت مىرسد آنگاه محذورى كه ذكر شد عود مىكند و از اين طريقه حلّ معمّا نشد .
پس راه حل اول كه چهار وجه داشت و بعضى مخدوش و بعضى مقبول بودند بهترين راه حلّ مىباشد .
قوله : الثالث :
مطلب سوّم : سومين و آخرين مطلبى كه در خاتمه احكام جاهل مقصر مىآوريم آنست كه : شبهه گاهى حكميه است كه منشأ آن يا فقدان نص و يا اجمال نص و يا تعارض نصين مىباشد و گاهى موضوعيه است
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 356
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٥٦