من استطاع اليه سبيلا و نفرموده من علم انه مستطيع و . . . و الفاظ موضوعند براى معانى واقعيه نه معلومه . . . ] سپس متفرع كرده بر اين سخن اين را كه هيچ واجبى نسبت به علم مشروط نيست كه اذا علمت يجب عليك كذا و كذا بلكه كليه واجبات نسبت به علم به شرط واجب مطلق است [ و ويژگى واجب مطلق آنست كه مقدماتش واجب التحصيل هستند بر خلاف واجب مشروط كه مقدمات آن مفروض الحصول و التحقق هستند . . . ]
بعد فرموده : بنابراين اگر كسى شك دارد كه آيا مستطيع شده يا نه ؟ اموالش در حدّ استطاعت هست يا خير ؟ حج بر او واجب شده يا نه ؟
نمىتواند بهانه بگيرد كه چون نمىدانم آيا مستطيع هستم يا نه پس حج بر من واجب نيست خير وظيفه دارد اموالش را محاسبه كند تا بداند كه آيا در حدّ استطاعت هست يا خير ؟
ملاحظه مىفرمائيد كه اين مورد از موارد شبهات موضوعيه وجوبيه است معذلك محقق قمى طرفدار وجوب فحص شده و فرموده : ما حق نداريم عند الشك ابتدا به ساكن برائتى شويم بلكه بايد فحص كنيم
بعد فرموده : آرى بعد از محاسبهء دقيق اموال و بدست آوردن ارقام آن اگر مردّد شد كه آيا اين اموال بقدرى هست كه وى را كفايت كند و بتواند با آنها حج بجا آورد يا خير بدنبال آن شك در وجوب حج مىكند اصل عدم وجوب و برائت جارى مىكند .
قوله : و امّا كلمات :
نظريهء سوّم : وقتىكه ما به كتب فقهيه و كلمات فقهاء مراجعه مىكنيم ملاحظه مىكنيم كه فتاواى آنها مختلف و متفاوت است يعنى
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 361
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٦١