تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
آثار وضعيه بلكه كليهء آثارى كه در حق عالم ثابت است در حق جاهل مقصر نيز ثابت است ولى ملاك موافقت و مخالفت با واقع است پس اگر موافق واقع بود نه عقابى هست ، و نه اعاده‌اى و نه هيچ اثر ديگر و اگر مخالف واقع بود عقاب مىآيد ، اعاده مىآيد ، از گوشت گوسفند حق استفاده ندارد و . . . حال در اين مطلب ثانى سخن در اينست كه جاهل مقصر از جميع جهات به منزلهء عالم عامد است مگر در دو باب كه عند الاصحاب مستثنا هستند و شخص جاهل مطلقا چه قاصر و چه مقصر معذور است يكى باب قصر و اتمام كه اگر كسى در مسافرت از روى جهل به حكم نماز را كامل خواند مشهور مىگويند معذور است و يكى هم باب جهر و اخفات كه اگر كسى از روى جهل به حكم بجاى جهر اخفات و يا بجاى اخفات جهر خواند باز گفته‌اند معذور است . حال بايد ديد كه منظور مشهور چيست ؟ آيا منظور معذوريت از حيث حكم تكليفى و مؤاخذه است بدين معنا كه جاهل مقصّر همه جا بر مخالفت واقع عقاب مىشود مگر در باب جاهل به قصر و جهر و اخفات امّا بعد از علم و اطلاع اعاده و لزوم قضاء به حال خود باقى است و وى در اين باب معذور نيست ؟ يا اينكه منظور معذور بودن از لحاظ حكم وضعى است يعنى جاهل مقصر در اين دو باب هم بر مخالفت واقع مؤاخذه خواهد شد ولى از لحاظ اعاده عمل معذور است يعنى همين عمل از او قبول شده و اعاده لازم ندارد چه به عنوان اداء يا قضاء ؟ و يا اينكه منظور معذوريت از هر دو حيثيّت است يعنى جاهل مقصر در موارد ديگر اگر با واقع مخالفت نمود هم احكام تكليفى يعنى مؤاخذه بر او ثابت مىشود و هم احكام وضعيه ولى در خصوص اين دو باب