است و با شك در اينكه آيا عمل مقرب است يا خير چنين قصدى تحقق پيدا نمىكند و با نبود آن عمل صحيح نمىباشد پس بايد اعاده شود ولى در موارد مذكوره در باب احتياط قصد قربت جزميه ممكن نيست
و لا ريب در اينكه قصد قربت جزمى در مواردى معتبر است كه ممكن باشد و گرنه عند التعذر بالاجماع معتبر نيست به همان احتمالى مىتوان بسنده كرد اذ لولاه لم يتحقق احتياط فى كثير من الموارد مع رجحان الاحتياط فيها اجماعا خلاصه اينكه عبادت جاهل مقصر با بناگذارى بر اقتصاد به نماز بدون سوره باطل است اگرچه بعدا كشف صحت شود به همان دليلى كه تفصيلا گفته آمد .
و امّا انسان غافل يا جاهل مركب : اين دو گروه در اثر غفلت و يا جهل مركب نسبت به صحت عمل يعنى نماز بىسوره جازم هستند در نتيجه قصد قربت جزمى از آنها ميسور است آنگاه اگر در واقع همچنين بوده بايد گفت عبادت آنها هم از لحاظ پيكره و جسم و هم از لحاظ روح نقصى ندارد پس محكوم به صحت است
و البته اينها از محل بحث ما خارجند زيرا كه مجراى اصل برائت در مورد شك و اجراكنندهء آن انسان شاك است و امّا غافل يا جاهل مركب از اين اصل استفاده نمىكنند امّا الغافل كه اسمش با خودش است و معقول نيست برائت جارى كند چون غافل است و امّا جاهل مركب هم كه شك ندارد بلكه جزم به عدم دارد پس مورد بحث روشن شد و حكم جاهل مقصر بسيط يعنى شاك هم روشن شد
قوله : و العلم :
اگر كسى بگويد : درست است كه شخص غافل و جاهل به جهل
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 336
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٣٦