تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
صحت شده و مطابق واقع درآيد به دو دليل : 1 - لا خلاف فى الفساد ظاهرا 2 - روح عبادت قصد قربت است و از چنين عامل شاكى اين روح منتفى است پس عباديت منتفى است پس صحت منتفى است بيان ذلك : هنگامى مىتوان قاطعانه به عبادتى قصد تقرب نمود كه يقين داشته باشيم به اينكه مأتى به با مأمور به هماهنگ است تا يقين كنيم به مقرّب بودن عمل تا قصد قربت جزمى صورت پذيرد و شخص شاكى كه بدون سوره نماز مىخواند شك دارد كه مأتى به مطابق با مأمور به است يا نه ؟ بدنبال آن شك دارد كه عمل مقرب است يا خير ؟ پس چگونه مىتوان قصد قربت جزمى كند فقط قصد قربت احتمالى است و چنين چيزى از انسان متمكن پذيرفته نيست و هذا هو وجه البطلان . قوله : و ما ترى : اگر كسى بگويد : طبق بيان شما بايد باب الاحتياط بسته شود و حال آنكه لا ريب فى رجحان الاحتياط ، بيان ذلك : در موارد شبهات حكميه بدويه از قبيل اينكه نمىدانيم آيا دعا عند رؤية الهلال واجب است يا خير ؟ يا دو ركعت نماز در اوّل هر ماه واجب است يا نه ؟ خود شما فرموديد اگر كسى احتياط كند و به قصد قربت احتماليه عمل را انجام دهد نفس احتياطكارى ثواب دارد مع قطع النظر از مطابقت واقع و ثواب واقع و با قطع نظر از اخبار من بلغ و ادلّه تسامح و نيز در شبهات حكميهء مقرونه به علم اجمالى مثل ظهر و جمعه ، قصر و اتمام و . . . خود شما طرفدار لزوم احتياط شديد و گفتيد بايد احتياط كرد و هركدام را به اين نيت بجا آورد كه بتوسط آن يا رفيقش كه قبل يا