جزئى از اجزاء و يا شرطى از شروط بجا مىآورد
و به عبارت ديگر كارى را كه مطابق به اقتضاى اصل برائت است انجام مىدهد آيا چنين عبادتى صحيح است يا فاسد ؟ در جواب بايد گفت : بطور كلّى شخص جاهل از سه حال خارج نيست :
1 - جاهل به جهل بسيط يا شاك : كسى كه توجه دارد به اينكه نماز او بدون سوره است ضمنا احتمال هم مىدهد كه سوره در نماز واجب باشد و با شك در دخالت ، سوره را ترك مىكند
2 - غافل : يعنى شخصى كه اصلا توجه ندارد كه نماز او بدون سوره است بلكه كاملا بىالتفات است
3 - جاهل به جهل مركب : كسى كه توجه دارد كه نماز او بدون سوره است ولى يك درصد هم احتمال نمىدهد كه سوره در نماز واجب باشد بلكه اعتقاد جزمى به عدم وجوب دارد حال اين اعتقاد جزمى از چه راهى برايش حاصل شده مهم نيست اى چهبسا از طريق تقليد از والدين بدست آمده و شايد از راه تقليد از همدورهايها و يا از طريق گفتار معلّم و . . .
امّا انسان شاك : اگر چنين كسى نمازى بدون سوره انجام داد و بعد هم تصادفا كشف وفاق شد يعنى معلوم شد كه عمل وى صحيح و مطابق با واقع است و در واقع هم سوره در نماز ضرورت ندارد چند حالت پيدا مىشود :
1 - جاهل قاصر است يعنى در اثر عدم دسترسى به حكم واقعى نماز بدون سوره خواند [ يا به واسطه اينكه در اقصى نقاط عالم زندگى مىكند و دسترسى به سؤال از عالم ندارد و يا بخاطر اينكه هرچه فحص كرد اثرى از وجوب سوره نيافت و بعد الفحص و اليأس اصل برائت جارى نموده و به اقل يعنى نماز بدون سوره قناعت كرد چنين كسى قطعا عملش صحيح
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 332
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٣٢