تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
و عقلا وظيفه داشته برطبق قطعش متعبد شود بنابراين آثارى كه تا به حال مترتب كرده صحيح بوده و از حالا به بعد كالمجتهد المتبدل رأيه يا كالمقلّد است بلكه شاك بوده و به چيزى متعبد شده تا عملش مطابق حجت عقلى يا جعلى باشد قوله : و لا دليل : اين جمله جواب اشكالى است : اگر كسى بگويد در فرض دسترسى به واقع حتى اگر پس از سنجش عملش مطابق واقع هم باشد ارزشى ندارد و محكوم به صحت نمىشود [ بدليل اينكه حين المعامله علم به موافقت نداشته ] تا چه رسد به فرض مخالفت ، فاضل نراقى در جواب مىفرمايد : معاملات مثل عبادات نيست كه حين العمل انسان علم به صحت داشته باشد تا بتواند قصد وجه و تميز و قربت بكند بلكه در معاملات مجرّد موافقت تصادفى با واقع كافى است يعنى كارى بكند و بعد تصادفا عمل او مطابق واقع هم درآيد و بيش از اين لازم نداريم . قوله : و لا يقدح : اين جمله نيز جواب اشكالى است : اگر كسى بگويد كه اين جاهل و لو واقع را نمىدانسته ولى احتمال صحت كه مىداد و يا بالاتر ظن به صحت كه داشته چه مانعى دارد كه او را مثل متعبد به قطع حساب كرده و بگوئيم و لو در واقع معامله‌اش باطل بوده ولى در ظاهر تمام آثار تا زمان كشف خلاف مترتب مىشود ؟ فاضل نراقى در جواب مىگويد : چنين احتمال يا ظنى عقلا و شرعا ارزش ندارد چرا كه شبههء حكميه بوده و وظيفه داشته تفحص كند و از