تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
نقطه‌اى برافروخته شود موجب احراق اجسام قابل احراق مىگردد چه ما قطع به وجود نار داشته باشيم و چه ظن و چه شك و چه در اثر جهل مركب معتقد بعدم آن باشيم يا مثلا حيات زيد ، عدالت بكر و . . . امور تكوينيه‌اى هستند كه فى الخارج موجودند و علم و جهل مكلف در آنها نقشى ندارد ] همچنين در نظام تشريع و جعل قانون نيز اگر سببى محقّق شد بدون فاصله مسبب آن نيز محقق خواهد شد و تخلف معلوم از علت تامه محال است علم داشته باشيم يا جاهل باشيم بنابراين اگر سبب واقعى شرعى محقق شده مسبب آن نيز حتما محقق خواهد شد و گرنه نه متفرع بر اين سخنان دو مثال مىآوريم : 1 - شخصى جاهل بود كه آيا عقد فارسى سبب علقهء زوجيت و حلّيت وطى مىشود يا خير ؟ تحقيق نكرده چنين عقدى را انشاء كرد حال تا زمانى كه تحقيق نكند حق ترتيب اثر مقصود ندارد يعنى مجاز نيست به معقوده نظر با شهوت بياندازد از او استمتاع ببرد با او آميزش كند و . . . چون شبههء حكميه است و تا فحص نكند حق ارتكاب ندارد حال بعد از اينكه اجتهاد يا تقليد كرد اگر به اين نتيجه رسيد كه عقد فارسى سببيت دارد از همان اول خواندن عقد كليه آثار مترتب مىشود و اگر كشف خلاف شد از اوّل فاسد بوده و هيچ اثرى ندارد [ اين مثال از معاملات به معناى اخص ] 2 - شخصى جاهل بود كه آيا بايد اوداج اربعهء گوسفند را ببرد تا تذكيه شود يا فرى الودجين هم كافى است ؟ بدون اينكه تحقيق و تفحص نمايد و از وضع شبههء حكميه مطلع شود به فرى ودجين يا قطع حلقوم به تنهائى قناعت كرد و حيوانى را بدين گونه ذبح كرد حال شك مىكند كه آيا اين حيوان مذكى است تا طاهر و حلال باشد يا ميته است تا نجس
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 316 | على محمدى خراسانى