زيرا كه عند المشهور قانون تبعيت وجوب مقدمه از ذى المقدمه جاى شك نيست و معناى تبعيت اينست كه وجوب مقدمه از حيث اطلاق و اشتراط و فعليت و تنجز تابع وجوب ذى المقدمه است آنگاه كيف يمكن كه مقدمه واجب شود قبل از وجوب ذى المقدمه پس به هر طريقى خواستيم كلام مشهور و مدارك را هماهنگ كنيم ميسّر نشد
اين بود خلاصه از بحث نسبت به مقام اول يعنى عقاب جاهل مقصر و حكم تكليفى او
قوله : و امّا الكلام :
و امّا مقام دوّم يا حكم وضعى جاهل مقصّر يعنى صحت و فساد اعمال او : آيا معاملاتى كه جاهل مقصر انجام مىدهد صحيح است يعنى آثار مقصود از آنها بر عمل وى مترتب مىشود ؟ مثلا بيع او موجب تمليك مىشود ؟ نكاح او سبب زوجيت مىشود ؟ طلاق او سبب فراق مىشود ؟ و يا باطل است يعنى اثر مقصود از معامله برآن مترتب نمىشود ؟ آيا عبادات جاهل مقصر محكوم به صحت است يعنى سبب امتثال امر مولى و رسيدن به ثواب مىگردد ؟ يا باطل بوده و چنين عبادتى مجزى نيست و بايد اعاده كند ؟ در اين رابطه نيز در دو مرحله بحث مىكنيم :
مرحله اوّل : معاملات جاهل مقصر
مرحله دوّم : عبادات جاهل مقصّر
امّا معاملات او : مقدّمه : كلمهء معاملات داراى دو معنا است :
1 - معامله بالمعنى الاخص كه مخصوص عقود و ايقاعات است و بلكه قدر متيقن عقود را شامل است
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 313
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣١٣