تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
خودشان حلّ مىكنند و آن اينكه عند المشهور وقت شرط اصل وجوب است و تا وقت نيامده وجوبى نيست و لذا اشكال مذكور متوجه مشهور است كه قبل از وقت كه التفات بود وجوب نبود . . . ولى عند الشيخ الاعظم كليهء واجبات چه مطلقه و چه مقيّده از همان وقتىكه التفات اجمالى به واجبات و محرمات پيدا كرد در حق او واجب شد و خطاب مولوى آمد و وقتى وجوب فعلى شد پس مانعى از وجوب مقدمات آن از جمله تعلم نيست و لذا اگر تعلم را ترك كرد و در وقت خود واجب از او فوت شد مىتوان گفت از هم‌اكنون مستحق عقاب است [ بنابراين مبنا هم مراد صاحب مدارك و هم مشهور باز متحد و هماهنگ خواهند بود ] و دليل مطلب هم بناء عقلاء است در جريان طومار كه قبلا ذكر شد و آن اينكه : بقول مرحوم آشتيانى به نقل از مرحوم وحيد بهبهانى در حاشيه مدارك : ليس حال هذا المكلف الّا حال عبد اعطاه سيده طومارا و قال امرتك فيه باوامر لو تركتها عاقبتك على كل واحد و احد و كذلك نهيتك عن امور و لا يفتح العبد الطومار و لا يعتنى به شانه استنادا الى انى جاهل بما فى الطومار و تكليف الجاهل قبيح . چنين عذرى مقبول نبوده و او را مستحق مؤاخذه مىدانند و فرق نمىگذارند ميان تكاليفى كه در آن طومار نوشته شده بين مطلقه بودن و مشروطه بودن قوله : فتأمّل : در خصوص واجبات مشروطه قبول اين مطلب مشكل است كه بگوئيم از زمان ترك تعلم استحقاق عقاب مىآيد و اين صرف ادّعا است