و نهى فعلى در عبادات مبطل عبادت است .
قوله : و الاعتذار :
بعضىها به نمايندگى از مشهور مدّعى شدهاند كه فتواى مشهور به بطلان از باب اجتماع امر و نهى و تقديم جانب نهى و به فعليت رسيدن آن نيست تا شما بگوئيد : عند المشهور حين المخالفة نهى فعلى متوجه جاهل مقصر است و الآن استحقاق عقاب مىآيد پس با صاحب مدارك مخالفند بلكه از باب اجتماع امر با مبغوضيت ذاتيه است يعنى كافى است كه در خارج و در مقام عمل مأمور به با يك عملى مجتمع و متحد شوند كه مبغوضيت ذاتيه دارد و موجب عقوبت است همين مقدار موجب بطلان عبادت مىشود چون با عملى كه مبغوض مولى است تقرب بسوى مولى حاصل نمىشود و اگر تقرب نبود عبادتى هم نيست خواه نهى فعلى باشد يا نباشد بنابراين از اين فتوا نتوان مطلب مذكور را استكشاف كرد و مشهور را رودرروى صاحب مدارك قرار داد
قوله : مدفوع :
مرحوم شيخ مىفرمايند : اين عذرخواهى را نمىپذيريم اوّلا بدليل اينكه اين توجيه فى حدّ نفسه صحيح نيست [ بقول رحمت الله : لان الممتنع اجتماع الامر و النهى لا اجتماعه مع جهة النهى و هى المبغوضية ]
و ثانيا اين توجيه با فتواى مشهور در جاى ديگر منافات دارد و آن اينكه شخصى بسوء الاختيار وارد مكان غصبى شد و رفت و رفت تا اواسط ارض غصبى رسيد ناگهان ملتفت شد كه نمازش را نخوانده و وقت هم ضيق است در اينجا چه كند ؟ فرمودهاند به اينكه بايد هرچه زودتر از مكان غصبى خارج شود و ضمنا در حال حركات خروجيه بهر شكلى كه
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 306
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٠٦