زمان قبل قطعا انجام ذى المقدمه در زمان خودش مستحيل شد فلا وجه للتأخير و ثانيا عقلاء عالم شهادت مىدهند و قضاوت مىكنند به اينكه اگر مثلا شخصى به طرف ديگرى تيرى افكند كه دقائقى يا لحظاتى بعد او را نابود خواهد كرد از هم اكنون كه تير رها شد تيرانداز را به باد مذمت و ملامت گرفته و او را قاتل مىشناسد با اينكه قتل پس از مدتى انجام گرفته ولى منتظر فرا رسيدن آن موقع نمىشوند .
3 - منظور اين باشد كه عقاب بر مخالفت واقع است منتها تاريخ استحقاق عقاب از همان لحظه ترك تعلّم است اگر اين باشد مىگوئيم هو حسن و لا محيص عنه و در نتيجه فرمايش صاحب مدارك طبق احتمال سوم با فرمايش مشهور هماهنگ بوده و اختلافشان در ظاهر تعبير است
تا اينجا مرحوم شيخ درصدد توجيه و وجه الجمع بين كلمات بودند و لكن بايد ديد آيا اين وجه الجمع صحيح است يا خير ؟ يعنى مىتوان به مشهور نسبت داد كه مرادشان اين احتمال است يا خير ؟ و مىتوان به صاحب مدارك نسبت داد كه مرادش همين احتمال سوم است يا خير ؟
قوله : و لكن :
در اين قسمت مرحوم شيخ دو شاهد از كلمات مشهور اقامه مىكنند مبنى بر اينكه مراد مشهور همانا احتمال اوّل است يعنى اينكه حين المخالفة شخص جاهل مقصر به اينكه غافل است و توجه ندارد به اينكه دارد با امر يا نهى مولى مخالفت مىنمايد معذلك خطاب فعلى دارد و منهى به نهى فعلى يا مامور به امر فعلى است و هم اكنون به پاى او عقوبت و استحقاق عذاب ثبت و ضبط مىشود شاهد اوّل : قبل از بيان آن مقدمهاى را از زبان مرحوم آشتيانى نقل مىكنم :
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 303
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٠٣