تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
ثواب و عقاب نيست 3 - خود مرحوم شيخ در مقام توجيه كلام صاحب مدارك مىفرمايند : ممكن است مرادشان اين باشد كه عقاب براى ذى المقدمه يعنى مخالفت با واقع است ولى تاريخ استحقاق عقاب حين المخالفة نيست بلكه حين ترك المقدّمه است يعنى مثلا كسى كه از پنج سال قبل تعلم را ترك نمود و باعث شد كه در وقت خودش واجب واقعى را انجام ندهد يا به حرام واقعى مبتلا شود از همان پنج سال پيش عرف و عقلا او را مستحق عقاب مىدانند و معيار قضاوت در اين‌گونه موارد هم عقلاء عالمند سپس دو مثال مىآورند : الف : هر مكلّفى اجمالا التفات و توجه دارد به اينكه در شرع مقدس اسلام يك سلسله بايدها و نبايدهائى وجود دارد كه امتثال آنها ميسور نيست مگر پس از معرفت و شناخت آنها مع‌ذلك نرفته و تحصيل علم نكرد و مثلا عصير عنبى را نوشيد البته در هنگام ارتكاب اين عمل كه اصلا احتمال حرمت هم نمىداد و توجهى به اين مقوله نداشت توجه نهى تنجيزى به دو قبيح است چون غافل است و غافل قابل خطاب نيست ولى در هنگامى كه التفات اجمال به اين امور داشت خطاب تنجيزى هم داشت و لذا از همان زمان عقاب مىآيد [ سخن زيبائى دارد مرحوم آشتيانى كه مكمل و مبين اين قطعه است و آن اينكه : انّ العلم ليس شرطا فى التكليف اصلا لا فى تحقّقه فى نفس الامر و لا فى تنجّزه على المكلّف و لا فى امتثاله لانّ نفس الالتفات كاف فى التنجز و امكان الامتثال ما دام موجودا و ان لم يمكن الامتثال مع عروض الغفلة لكن تنجزه لا يرتفع اذا كان عروضها من سوء اختيار المكلّف ]
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 301 | على محمدى خراسانى