ب : شخصى كه پنج ماه قبل از موسم حج به درجهء استطاعت رسيده و وجوب حج بر او فعلى شده و اگر همراه كاروان عازم نشود حج واجب از او فوت مىشود در چنين موردى اگر مكلّف مسامحه نمايد و پنج ماه بعد حج واجب او فوت شود عقلاء از همين حالا وى را مقصر و مستحق عقاب مىدانند بخاطر ترك مقدمه كه وى را به ترك ذى المقدّمه مىرساند و منتظر نمىمانند كه موسم حج فرابرسد سپس بگويند فلانى مستحق عقوبت است . حال شايد منظور مرحوم محقق اردبيلى و صاحب المدارك اين معنا باشد
قوله : و ح فان :
حال برويم سراغ مشهور : اينان فرمودند : عقاب بر مخالفت واقع است نه بر ترك تعلّم ببينيم منظورشان چيست ؟ در اينجا نيز سه احتمال متصور است :
1 - منظور اين باشد كه در همان آنى كه مشغول ترك واجب يا فعل حرام و خلاصه مخالفت واقع است همان وقت نهى فعل متوجه او است و لذا حين المخالفة استحقاق عقاب مىآيد اگر منظور اين باشد تالى فاسد دارد لانّ تكليف الغافل قبيح عقلا
2 - منظور اين باشد كه همان وقت مخالفت با واقع عقاب مىآيد و تاريخ استحقاق اين زمان است بدون اينكه بالفعل نهيى متوجه اين مكلف باشد و قبل از اين زمان استحقاق عقابى نيست چون معصيتى تحقّق نيافته اگر اين باشد ما مىگوئيم اوّلا چرا تاريخ عقاب را بتاخير مىافكنيد ؟
وجهى براى انتظار كشيدن حضور زمان مخالفت نيست بلكه تاريخ را جلو بياوريد و بگوئيد از حين ترك تعلم استحقاق آمد چون با ترك مقدّمه در
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 302
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٠٢