حاصل جمع بين المتعارضين اين شد كه اخبار برائت مختص به افراد عاجز و ناتوان از تحصيل واقع است پس شرعا نيز مانعى وجود ندارد پس عقاب حتمى است دليل دوّم : اخبار و رواياتى كه در دليل سوّم از ادلّه وجوب الفحص ذكر شد كه به چهار روايت اشاره كرديم و امثال آن روايت دلالت مىكنند بر اينكه چنين جاهلى معاقب است ضمن اينكه اين اخبار مؤيد هستند به روايت معروف تيمم عمار ياسر و آن اينكه : عمار ياسر جنب شد و تنها شنيده بود كه وقتى دسترسى به آب نداشت بدل از غسل بايد تيمم كند ولى از دستور آن خبر نداشت لذا لخت شده و تمام بدن خويش را با خاك آشنا ساخت پيامبر فرمود : كذلك يتمرغ الحمار سپس فرمود أ فلا صنعت هكذا ؟ يعنى چرا اينگونه تيمم كردى ؟ سپس طريقهء صحيح تيمم را آموختند حال در اين حديث نبى اكرم عمار را توبيخ نموده كه اين نيز مؤيد مطلب ما است كه جاهل مقصر مستحق مذمت و مؤاخذه است دليل سوّم : برخى براى اثبات مدعاى مشهور به يك اجماع تمسك كردهاند و آن اينكه : عندنا اجماع قائم است به اينكه : الكفار مكلفون على الفروع كما انهم مكلفون على الاصول و معاقبون على الفروع كما انهم معاقبون على الاصول درحالىكه همه مىدانيم كه كفار نسبت به احكام خدا جاهلند منتها جاهل مقصر پس به حكم اجماع جاهل مقصر مؤاخذه دارد .
مرحوم شيخ مىفرمايد : معقد الاجماع بر اصل مكلف بودن و معاقب بودن كفار در مقابل فروع دين است بر خلاف ابو حنيفه و اتباع او و امّا اينكه آيا علم شرط تنجّز و عقاب است و جاهل عقاب ندارد يا شرط نيست اين خصوصيات معقد اجماع نيست و لذا چنين اجماعى دليل در مدعاى مشهور نخواهد بود و كيف كان همان دو دليل قبلى كافى است .
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 299
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٩٩