روايت سوّم : در تفسير آيهء شريفه فلله الحجة البالغة از معصومين ( ع ) آمده : فرداى قيامت بندهاى از بندگان خدا را به محكمه آورده از او مىپرسند : هل علمت ؟ يعنى آيا حكم خدا را در دنيا مىدانستى ؟ اگر بگويد : آرى گفته مىشود : فهلا عملت ؟ يعنى پس چرا عمل نكردى ؟ و اگر بگويد : خير ، خطاب مىشود فهلا تعلمت ؟ يعنى چرا نياموختى تا عمل كنى ؟ و در هر حال مستحق كيفر الهى مىشود .
روايت چهارم : مرحوم قمى در تفسيرش در ذيل آيهء شريفهء
الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ . . .
روايت مىكند كه اين آيه راجع به گروهى كه از امير المؤمنين كنارهگيرى كرده و در كنار حضرتش با معاويه نجنگيدند [ يعنى خوارج ] نازل شده فرداى قيامت به اينگونه آدمها گفته مىشود : فيم كنتم ؟ يعنى در دنيا چه حالى داشتيد ؟ قالوا كنا مستضعفين فى الارض يعنى ما در دنيا جزء مستضعفين فكرى بوده و نتوانستيم حق را تشخيص دهيم كه آيا با على ( ع ) است يا با معاويه ؟ خطاب مىشود :
أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فِيها
يعنى آيا دين خدا و كتاب الهى واضح و روشن و گسترده نبود ؟ آيا اينهمه آيات كه معيارها و ملاك ارزشها را بيان كرده پيش روى شما نبود ؟ چرا اين آيات بود ولى شما بدان توجه نكرديد و اگر بدان مراجعه مىكرديد و خير و صلاح خويش را از قرآن مىجستيد بدون ترديد قرآن شما را هدايت مىكرد و راه راست را نشان مىداد
كيفيت استدلال به اين اخبار : بقول مرحوم آشتيانى : و دلالته على المدعى فى كمال الوضوح فان العقاب على الواقع المجهول يلازم عدم جواز الرجوع الى الاصل عند الشك و معذورية الجاهل عند الشارع و الّا قبح عقابه
دليل چهارم : مقدّمه : بقول مرحوم آشتيانى در بحر الفوائد : بناء الشارع